قلب های مرده پارت
قلب های مرده پارت ۳۶
ا.ت : منظورت چیه؟!
سوالی بهمنگاه کرد
جونگکوک : نگو که پیاممو ندیدی چون سین خورده بود
منظورش کدوم پیامه؟ اون که پیامی به من نداده...
ا.ت : خب الان کارت چیه؟؟ لطفا زود بگو چون باید برم سئوهیونو پیدا کنم
ابروهاش بالا رفت و تکیش رو از کابینت گرفت
جونگکوک : پیداش کنی؟ مگه کجا رفته؟
ا.ت : وقتی خواب بودم از اتاق اومده بیرون فکر کنم اومده آب بخوره اما راهو گم کرده
جونگکوک : که اینطور
(ویوی سئوهیون)
برگشتم و یه مرد غریبه رو دیدم که با کت و شلوار خیلی شیک بود و توی اون کت و شلوار خیلی جذاب بود و خیلی دخترکش بود و خیلی خواستنی بود و خیلی پرستیدنی بود و چشماش خیلی مشکی و قشنگ بود و موهای شلختهش روی صورتش افتاده بود و باعث زیبا تر شدنش شده بود و قدش خیلی بلند بود و...
... : .. ببخشید بانو...
وای حرف زدناش هم دل آدمو میبرههه
به خودم اومدم و موهامو سریع زدم پشت گوشم و با ناز و عشوه گفتم
سئوهیون : جونم...
از حرفی که زدم شوکه شدم ، سر و وضع خودمو درست کردم و گفتم
سئوهیون :اهم... بله.
کمی گیج بهم نگاه کرد
... : شما کی هستید؟!
چرا انقدر رسمی حرف میزنه
سئوهیون : به تو چه! خودت بگو کی هستی؟!
گلوشو صاف کرد و مودبانه گفت :
... : من کیم ته ها هستم. دستیار اصلی ارباب جوان جونگکوک.
فکر میکردم لج میکنه ولی نه لج نکرد...خب پس منم باید مودبانه حرف بزنم
سئوهیون : عام...من هم دوست ا.ت هستم__فکر کنم بشناسیدش...
نزاشت حرفم تموم شه که سریع خم شد
تهها : عذرخواهی من رو بپذیرید اگه میدونستم دوستِ خانوم ا.ت هستید همچین کاری نمیکردم
چیکار کرده مگه؟؟! من به غیر از رفتار مودبانه چیزی ازش ندیدم ،، شاید هم منظورش اینه که عذر میخواد که منو جذب خودش کرده اره حتما منظورش اینه...میخواد باهام لاس بزنه!
با ناز و عشوه و شوختب گفتم
سئوهیون : نگران نباش اونقدرا هم جذاب نیستی
تعجب کرد.
تهها : ببخشید؟!
منظورش اون نبود. گند زدم.
سئوهیون : فکر کن یه شوخی بود
بعد یه لبخندی از سر اجبار زدم
سئوهیون : اها راستی...من گم شدم میتونی من رو به اتاق ا.ت ...یعنی خانوم ا.ت ببری؟!
تهها : اوه..البته از این سمت
به سمت در اشاره کرد که راه افتادم...امیدوارم ا.ت بیدار نشده باشه
به جلوم نگاه کردم و واقعا به خاطر قشنگی و تزئینات راهرویِ عمارت با سنگ های مرمر میخواستم سکته کنم...
امشب این یه پارتو واستون گذاشتم دیگه فردا بقیه پارتارو نوشتم میزارم
راستی فیکی میشناسید که دبیرستانی باشه از جونگکوک یا تهیونگ یا جیمین؟ اگه میشناسید پیج رو تو کامننتا بفرستید🤧
ا.ت : منظورت چیه؟!
سوالی بهمنگاه کرد
جونگکوک : نگو که پیاممو ندیدی چون سین خورده بود
منظورش کدوم پیامه؟ اون که پیامی به من نداده...
ا.ت : خب الان کارت چیه؟؟ لطفا زود بگو چون باید برم سئوهیونو پیدا کنم
ابروهاش بالا رفت و تکیش رو از کابینت گرفت
جونگکوک : پیداش کنی؟ مگه کجا رفته؟
ا.ت : وقتی خواب بودم از اتاق اومده بیرون فکر کنم اومده آب بخوره اما راهو گم کرده
جونگکوک : که اینطور
(ویوی سئوهیون)
برگشتم و یه مرد غریبه رو دیدم که با کت و شلوار خیلی شیک بود و توی اون کت و شلوار خیلی جذاب بود و خیلی دخترکش بود و خیلی خواستنی بود و خیلی پرستیدنی بود و چشماش خیلی مشکی و قشنگ بود و موهای شلختهش روی صورتش افتاده بود و باعث زیبا تر شدنش شده بود و قدش خیلی بلند بود و...
... : .. ببخشید بانو...
وای حرف زدناش هم دل آدمو میبرههه
به خودم اومدم و موهامو سریع زدم پشت گوشم و با ناز و عشوه گفتم
سئوهیون : جونم...
از حرفی که زدم شوکه شدم ، سر و وضع خودمو درست کردم و گفتم
سئوهیون :اهم... بله.
کمی گیج بهم نگاه کرد
... : شما کی هستید؟!
چرا انقدر رسمی حرف میزنه
سئوهیون : به تو چه! خودت بگو کی هستی؟!
گلوشو صاف کرد و مودبانه گفت :
... : من کیم ته ها هستم. دستیار اصلی ارباب جوان جونگکوک.
فکر میکردم لج میکنه ولی نه لج نکرد...خب پس منم باید مودبانه حرف بزنم
سئوهیون : عام...من هم دوست ا.ت هستم__فکر کنم بشناسیدش...
نزاشت حرفم تموم شه که سریع خم شد
تهها : عذرخواهی من رو بپذیرید اگه میدونستم دوستِ خانوم ا.ت هستید همچین کاری نمیکردم
چیکار کرده مگه؟؟! من به غیر از رفتار مودبانه چیزی ازش ندیدم ،، شاید هم منظورش اینه که عذر میخواد که منو جذب خودش کرده اره حتما منظورش اینه...میخواد باهام لاس بزنه!
با ناز و عشوه و شوختب گفتم
سئوهیون : نگران نباش اونقدرا هم جذاب نیستی
تعجب کرد.
تهها : ببخشید؟!
منظورش اون نبود. گند زدم.
سئوهیون : فکر کن یه شوخی بود
بعد یه لبخندی از سر اجبار زدم
سئوهیون : اها راستی...من گم شدم میتونی من رو به اتاق ا.ت ...یعنی خانوم ا.ت ببری؟!
تهها : اوه..البته از این سمت
به سمت در اشاره کرد که راه افتادم...امیدوارم ا.ت بیدار نشده باشه
به جلوم نگاه کردم و واقعا به خاطر قشنگی و تزئینات راهرویِ عمارت با سنگ های مرمر میخواستم سکته کنم...
امشب این یه پارتو واستون گذاشتم دیگه فردا بقیه پارتارو نوشتم میزارم
راستی فیکی میشناسید که دبیرستانی باشه از جونگکوک یا تهیونگ یا جیمین؟ اگه میشناسید پیج رو تو کامننتا بفرستید🤧
- ۲.۷k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط