{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
او کوچ نشین بود نیامد که بماند
رفت و به دلم زخم چنان زد که بماند

من سخت که دلبسته شدم او به گمانم
وابسته شد اما نه در آن حد که بماند

می رفت و دل ساده ام آنقدر به خود گفت:
شاید که مردد شده ، شاید که بماند

دیروز خدا خواست به من عشق ببخشد
امروز هم ای کاش بخواهد که بماند

تکرار همین خاطره ها داغ دلم شد
داغی که بماند که بماند که بماند...
.
.
.
.
دیدگاه ها (۱۴)

مثبت اندیشیدن را بیاموزیم زیرا آینده را تصاویر ذهنی ما می سا...

**خانه ای از جنس رویا**خانه ای از جنس رویا، در خیالم نقش بست...

پلک بستی که تماشا به تمنا برسدپلک بگشا که تمنا به تماشا برسد...

از بهمن احساسی که روزیروی قلبم سرازیر می شود........فقط بهمن...

Lost leaves/رمان جیمین

چند پارتی..«درخواستی» وقتی نصف شب مریض میشی و دوست پسرت رو ا...

#کپشن

#تلنگر#داستان واقعییادمه دوران مجردی خوبی داشتم؛ طوری که گاه...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 147✦...................

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط