{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"سه نفر بودند

"سه نفر بودند
چاقو کشیدند
فرار نکردم
ایستادم
با مُشت گره کرده
یکی از پشت محکم زد به کمرم
تمام تنم خون شد"

راستش ...
راستش دروغ گفتم
فقط
خواستم
با چشمان درشتت
زل بزنی به شعر
همین ...
دیدگاه ها (۳)

بیچاره تر از من و تو ،آن دو نفری هستندکه قرار است وارد زندگی...

اگر پادشاه بودمخنده ات را سرود ملی می کردمتا سربازانی جسور د...

هیچ وقت گول اسم و ظاهر کسی رو نخورینارتش هیتلر با اون همه سن...

پرسید کجایت درد میکند؟!بگو ، ببوسمش تا زود خوب شودو من ...عا...

🚩 شهید عباس اسدی از شهدای نیروی انتظامی در اغتشاشات دی ماه د...

💔 شهید عباس اسدی از شهدای نیروی انتظامی در اغتشاشات دی‌ماه د...

من این پارتو گذاشته بودم ولی نیومده بود ببخشید _____________...

در سایه‌ ی گذشته🌑# قسمت سوم: «برخورد تو بارون» 🌧️---بارون تن...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁴جونگکوک با تمام سرعت میا...

مهمونی ۳۲

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴¹ در گاراژ فقط صدای چکه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط