{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازتون خیلی معذرت میخوام که ثانیه دیر کردم بیرون کار داشتم

𝙋 :: 3
+ازتون خیلی معذرت میخوام که 32 ثانیه دیر کردم بیرون کار داشتم
نشستم رو مبل رو به رو و کیفم رو گذاشتم کنار پام رو گذاشتم رو پام و با لبخند گفتم
+امیدوارم که عذرخواهی منو قبول کنید
پیرزنه با لبخند بزرگش گفت
×معلومه که قبول میکنیم عزیزم ما هم تازه رسیده بودیم
منم با لبخند بهش گفتم
+خیلی ممنون ازتون بزارین خودم رو براتون معرفی کنم من کیم ا/ت هستم 24 سالمه کنار خانوادم زندگی میکنم دکترام رو گرفتم تو دوران تحصیلیم بدون هیچ استرسی امتحان هام رو A+ میگرفتم همچنین شاگرد ممتاز هم بودم متاسفانه هیچ شغلی ندارم ولی همه چیز رو بلدم اشپزی خوانندگی مدلینگ طراحی سیاست ورزش حتی مکانیکی هم بلدم هرچی داخل ذهنتون باشه اون رو بلدم
دهن همون 5 نفری که جلوم بودن باز موند عادت کرده بودم به این واکنش ها صدام رو صاف کردم و ادامه دادم
+عذرمیخوام ولی من فقط نام خانوادگیتون رو میدونم چه نسبتی با هم دارین و اسمتون رو نمیدونم میشه لطفا خودتون رو معرفی کنید؟
×اوه بله من مامان بزرگ جونگ کوک و زن اقای مین جون هستم
∆من مین جون پدر بزرگ جونگ کوک هستم و شوهر خانم بینا هستم
~من هم پدر جونگ کوک سعوک هستم
°منم مامان جونگ کوک بورام هستم
برا همشون وقتی معرفیشون تموم میشد لبخند میزدم سرتکون میدادم که رسیدیم به اخری که معلومه شوهر ایندم جعون جونگ کوکه با سردی تمام گفت
-از اونجایی که خیلی خودتون رو مفصل معرفی کردین منم میخوام خودم رو مفصل معرفی کنم، من جعون جونگ کوک تک وارث خاندان جعون منم مثل خودتون تحصیل عالی داشتم دکترا هم گرفتم ولی مثل شما همه چیز بلد نیستم نیازی هم نمیبینم همه چیز رو بلد باشم ولی اشپزی بلدم پیش خانوادم زندگی نمیکنم بچه نیستم که پیششون زندگی کنم شغل هم دارم -
میخواست شغلش رو بگه که حرفش رو بریدم
+میدونم شغلتون مافیاست
سکوت عمیقی ایجاد شد که مامانم این سکوت رو شکست
~خب در نظرم جوونا کمی برن داخل اتاق آشنا بشن
جونگ کوک میخواست بلند بشه که نزاشتم
+نیازی نیست همینجا حرف هامون رو میگیم و پیش خانواده آشنا میشیم بعدش هم یه مرد بره داخل اتاق یه زن گستاخیه خودشم وقتی که هیچ نسبتی هنوز باهم ندارن مگه اقای جعون؟
جونگ کوک نشست و گفت
-بله خانم کیم کاملا حق با شماست
+خیلی خب اقای جعون لطفا سوالاتتون رو بپرسید
-خیلی ازتون ممنونم که گذاشتین اول من سوالاتم رو بپرسم خانم کیم من تنها یه سوال دارم شما که شغل ندارین چرا انقدر همه چیز رو بلدین و اگه ندارین چرا الان از بیرون با کت شلوار اومدین؟
خندیدم و گفتم
+چقدر سوال خوبی پرسیدین اقای جعون من بعد تحصیلم خانوادم مجبورم کردن مافیا بشم ولی من نخواستم به خاطر همین دنبال یه کار بودم که هرجا میرفتم قبولم نمیکردن میدونستم خانوادم گفتن که قبولم نکنن به خاطر همین بی شغل شدم و دلیل بیرون بودنم با کت شلوار اینکه رعیس بابای دوستم پولش رو بهش نمدادن و منم کت و شلوار پوشیدم تضاهر به وکیل کردم اوه یادم رفته بود من تمامی کتاب های حقوقی رو خوندم
-خب دلیلتون برا-
حرفش رو قطع کردم
+اقای جعون شما گفته بودین فقط یه سوال دارین پس بزارید من کمی حرف بزنم، من کاملا فرد تمیز و وسواس هستم لطفا وقتی با من ازدواج کردین خواهشا همیشه دوش بگیرید و عطر بزنید خونتون هم تمیز باشه اگر باشه به خونتون هم عطر بزنید من از جاها و افرادی که بوی بد دارن متنفرم و از اونجایی که هردمون دلیل یکسانی داریم برای ازدواج اونم اینکه خانواده هامون فقط میخوان وارث داشته باشن وگرنه هردومون هیچ حسی بهم نداریم پس لطفا اتاق های جداگانه داشته باشیم و برای بیرون رفتن همدیگه دخالتی نکنیم و این بحث وارث و اینا هروقت امادگی داشتم اینکار انجام میشه بعدش هم از تماس فیزیکی زیاد خوشم نمیاد پس زیاد سعی نکنید لمسم کنید
-خیلی خب قبوله منم وسواسم و بعدش هم زندگی من تایم داره صبحونه تو اون تایمی که گفتم بیدار بشید وگرنه صبحانه ای در کار نیست وقتی ازدواج کردین تو خونه مشترکمون وارد اتاق کار من نشید
+قبوله پس
-اوهوم قبوله
وقتی برگشتیم سمت خانواده دیدم همشون دهنشون بازه بابا با تعجب گفت
^ا/ت تو به همین سادگی در عرض 20 دقیقه قبول کردی؟
+اره خب مگه چیه؟
~هیچی دخترم ولی اخه مثل خواستگاری های قبلیت نبود
+خب حالا
°آ خب اینطوری که شد بابا جون نظرتون چیه بوه ها فردا صبح برن برای امادگی عروسی و اینا ما هم الان رفع زحمت کنیم؟
∆خب از اونجایی که دیگه هیو حرفی نمونده باشه پس ما دیگه رفع زحمت میکنیم
دیدگاه ها (۰)

𝙋 :: 4ویو جونگ کوک ::هممون بلند شدیم و رفتیم تو راه مامان بز...

𝙋 :: 2ویو ساعت 30 :: 6ویو ا/تبلند شدم از خونه زدن بیرون و رف...

𝙋 :: 1علامت ها ::ا/ت :: + جونگ کوک :: - بابای ا/ت :: ^ بابای...

فیک کوک عشق پایان ناپذیر پذیر

سه پارتی Part : 3* بستنی فروشی *زوج جوان با خجالت روبه هم نش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط