{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یارو به زنش خیلی شک میکرد

یارو به زنش خیلی شک میکرد
هر وقت میرفت سر کار به موبایل زنه زنگ میزد میگفت: کجایی؟؟
زنه هم میگفت: خونه!
یارو هم میگفت: جاروبرقی رو روشن کن تا مطمئن شَم
یه روز سرزده میره خونه به پسرش میگه: مادرت کجاس؟
پسره هم میگه: طبق معمول جارو برقی رو ورداشت و رفت.
دیدگاه ها (۵)

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_16🍷🎸درحالی که دوباره...

(کشتار مافیا) «پارت 1»11سال قبل گو هاجین: لطفا بهمون رحم کن ...

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

Multi-Part: 6When you were pregnant, you went to the gym wit...

پارت چهارم کامیل باورش نمیشد اوه این باعت میشد امروز رابطشون...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی همکارای خانومش گرم گر...

#in_your_eyes part_8۸ویو کایلاچند روز گذشته بودهمه چیز کم‌کم...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط