Part

Part:9
لیلی:باشه آقا تسلیم
ا/ت:خوب بریم آماده بشیم
ویو جونگکوک :
این دخترا قرار نیست جیغ زدن رو کنار بزارن ولی وایسا دختره دوست جدید لیلی چه اندامی داشت وایی جونگکوک چی میگی از تو بعیده. مامانم گفت که جیمین بالا منتظرمه منم رفتم بالا. ببینم چی میگه.
جونگکوک :جیمین
جیمین :بله
جونگکوک :کارم داشتی
جیمین:اره در مورد بار کوکائینیه که میخواستی بخری
جونگکوک :اها باشه راستی کی میخوان بیان
جیمین : امشب
جونگکوک :اما امشب نمیشه تولد خواهرمه
جیمین:آخه......
جونگکوک:آخه نداره گفتم نمیشه
جیمین:وایسا بزار حرفم رو کامل کنم
جونگکوک :باشه بگو
جیمین:اگه امشب بیان کسی شک نمی کنه اما اگه بزاری برای بعد همه دشمنات شک میکنن و سعی میکنن بار تو بدزدن طرفت فکر میکنه که اینقدر ضعیف هستی که نمیتونی از یه بار کوکائین حفاظت کنی این طوری هم اعتبارت میره زیر سوال هم سعی میکنن نابودت کنن اگه امشب این کار رو بکنی توجه هیچ کس رو به خودت جلب نمیکنی.
جونگکوک :ولی من انقدر قوی هستم که بتونم نابودشون کنم
جیمین:درسته ولی وقت این جور کار هارو نداری
جونگکوک :باشه بگو بیان ولی بگو با دوست دختر یا همسرهاشون بیان
جیمین:چرا
جونگکوک :چرا نداره اونش بع خودم مربوطه
جیمین:باشه
ویو ا/ت:
داشتیم با لیلی آماده میشدیم منم داشتم آوازی که مامانم همیشه برام میخوند رو زمزمه میکردم. که با حرف لیلی قطع شد
لیلی:داری چی میخونی
ا/ت:آوازی که وقتی بچه بودم مامانم برام میخوند رو میخونم
لیلی:اها یعنی الان برات نمیخونه؟
ا/ت:نه
لیلی:چرا
ا/ت:چون نیستش که بخونه
لیلی:چرا نیست
ا/ت:چون مرده من مادرم رو تو یه تصادف از دست دادم
لیلی:اوه متاسفم که باعت شدم ناراحت بشی
ا/ت:نه این چه حرفیه
ویو لیلی:
دیدم ا/ت بغض کرد منم رفتم دلداریش بدم برای همین بغلش کردم اونم بلافاصله بغلم کرد. حس خیلی خوبی بهم دست داد.
لیلی:الان اوکیی
با سرش گفت اره. و رفت پی کارش. برام سوال بود چطوری ا/ت
تونستهتحمل که  پدرش بعد از مرگ مادرش ازدواج کنه  شاید اینکه پدر ا/ت مادر ا/ت دوست نداشته یا پدرش مجبوری ازدواج کرده یا مادرش قبل از مرگش اجازه داده. وایی اصلا به من چه. ولی باید بعدا ازش بپرسم.
ویو ا/ت:
راستش بعد از حرف لیلی ناراحت شدم و دلم بیشتر برای مامانم تنگ شد. دلم میخواست پیشم باشه اما نمیشه.......
بالاخره کارم تموم شد و لیلی هم آماده بود.
ا/ت:..........

ادامه دارد........

5 تا لایک
5 تا کامنت
حمايت یادتون نره.

توضیحات اضافه:جیمین تنها کسیه که میتونه اینطور با جونگکوک صحبت کنه،ماریا همیشه دوست داشت با جونگکوک باشه اما جونگکوک هیچ علاقه ای به ماریا یا بقیه دخترا نداره و بعضی وقت ها برای خوشگذرونی با دخترا می.خوابه.
دیدگاه ها (۰)

Part:10ا/ت:کارت تموم شدلیلی:ارها/ت:خوب بریملیلی :وایسا ا/ت:چ...

لباس ا/ت برای شب

Part:8ا/ت:ساعت 3 عه و مهمونی ساعت 5 شروع میشهلیلی:بدو بدو که...

Happy birthday Jennie

سناریو بی تی اس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط