{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلگيرم واسه اون پسري كه با 180 تا سرعت توو اتوبان داد ميز

دلگيرم واسه اون پسري كه با 180 تا سرعت توو اتوبان داد ميزد تا خودشو خالي كنه... .

دلگيرم واسه اون دختري كه هر شب سفيدي متكاشو با ريملش سياه ميكرد...

دلگيرم واسه اون مو سفيدي كه تو خانه ي سالمندان چشم به راه بچه هايي كه عمرشو... پولشو ... احساسشو ... زندگيشو ... پاشون به باد داد نشست و نشست....

دلگيرم واسه اون مرد 40 ساله اي كه زن و بچشو 4 نفري سوار يه موتور كرده بود...و با حسرت به جوون 22 ساله اي كه پشت پورشه نشسته بود نگاه ميكرد و از زن و بچش كه با سختي رو موتور جا شده بودن خجالت ميكشيد... و هر 100 متر ... تو دلش 100 بار خودشو تف و لعنت ميكرد....

دلگيرم واسه شهري كه تو دود , فساد , اختلاس , فحشا , اعتياد , فقر , تورم و هزار يه مشكل داره دستو پا ميزنه و ديگه از چيزايي كه گريه داره هم جک ميسازه....

دلگيرم واسه مردمي كه توو تك تك خونه ها... خيابونا و كوچه پس كوچه هاي اين شهر ازاون بالا بالا ها تا اون پايين پايينا دارن نفس ميكشن و هركدومشون مي تونن يه كتاب ... يه قصه ... يه رمان ... يه تراژدي باشن...

دلگیرم
دیدگاه ها (۷)

عجیب است!!چه زود گذشت کودکی های من. . . 
 با آن دوچرخه ی قر...

چشمانت בر حصار هم ڪﮧ باشنב، آشوب‌گرانے هستنב ڪﮧ هر ڪوבتایے ر...

شماره پلاک استان و شهرستانها

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْن...

تک پارتی بلولاک(درخواستی) کارکتر: نــــــاگــــــی سـ...

#Thelast_Two#Hyunlixxولی یهو یه زن که بهش می‌خورد امگا باشه ...

ادامه ی داستان اوسیم اگه پارت قبلی رو ندیدید لینکشو این زیر ...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

سناریو سانزو پارت اول بازم داشتی تو کوچه خیابونا دنبال کار م...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط