داشتیم ماه عسلو با خونواده نگاه میکردم یه دفعه شک کردم نک
داشتیم ماه عسلو با خونواده نگاه میکردم یه دفعه شک کردم نکنه منم بچه واقعی مامان بابام نباشم:|
یه نگاه چپ ب دوتاشون انداختم،قبل اینکه چیزی بگم مامانم یهو برگشت گفت خفه شوووووو نکبت مگه ما مغز خر خوردیم میمونی مث تورو ب فرزندی بگیریمo_O تازه میخاستیم بدیمت ب فرزندی،بس زشت بودی هیشکی نخواستت :|
کسی نیس منو به فرزندی قبول کنه?o_O
یه نگاه چپ ب دوتاشون انداختم،قبل اینکه چیزی بگم مامانم یهو برگشت گفت خفه شوووووو نکبت مگه ما مغز خر خوردیم میمونی مث تورو ب فرزندی بگیریمo_O تازه میخاستیم بدیمت ب فرزندی،بس زشت بودی هیشکی نخواستت :|
کسی نیس منو به فرزندی قبول کنه?o_O
- ۱.۶k
- ۰۲ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط