{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

frozen hearts

frozen hearts
پارت18
ویو چان
وای احساس میکردم توی یه دادگاه هم و الان که بهم حکم اعدام بدن. ترس و نگرانی من یه طرف صورت چانگبین پر خجالت و سرخی شده بود. دیگه نتونستم تاقت بیارم.

چان( با صدا تقریبا بلند): اره ما میخوایم با هم زندگی کنیم مشکلش چی؟ شمادوتاوروجک حق ازدواج دارید من نه .
من هم دل دارم. میخوام با چانگبین ازدواج کنم.
چانگبین و اون دوتا وروجک از حرفا من اول تعجب کردن و بعد خندیدن. یه کم معذب کننده بود ولی به خنده ها چانگبین می ارزید.

چانگبین :( با خنده)ممنون از راز دارید.

فلیکس( با خنده): بابای واقعا عالی.

هیون : ببینم الان تو کی منی بلخره؟!
چان: هم شوهر خاله ات هم بابات هم پدر زنتم. حرفی؟!
هیون: نه نه من غلط کردم.
گرم خنده بودیم که اینو هان هم اضافه شدن. میخواستم ماجرا رو بگم که با شتاب زده گی که اونا داشتن نشد.
هان : اینجایید ما دوساعت دنبالتونیم.
چان : حالا میگم بعد بهتون شما اول بگید چرا انقدر عجله دارید.
لینو: یه خبر خیلی مهم داریم.
(خدا من انقدر مهربون دید کرم نریزم🤔😁😅)
دیدگاه ها (۵)

وقتی....( درخواستی)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_7 فصل چهارم | ص...

#سناریوموقعیت👑: وقتی یه پسر بهمون میگه یه شبو با هم داشته با...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۸ چند روز از ماجرای کلاس قدیمی گذشته ...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p1یه چند ماهی میشد که ...

#سناریو_استری_کیدزوقتی با کل پول‌هاشون خرید کردی و با کلی کی...

سناریو استری کیدز وقتی

کپشن::خب. سلام به فرشته های پیج .بخاطر فعالیت های جدیدا کم پ...

هیونلیکسسسس🤍🔥🔥🔥🐣: استی! ما بلاخره بعد از تقریباً یک سال برگش...

love from hate پارت 18 سه روز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط