"ميسوخت"
"ميسوخت"
تمام ديشب را نخوابيدم و بالاى سرش با کهنه اى خيس بيدار ماندم...
فکر ميکردم"تب"کرده است...
نميدانستم حرارت تنش از اين است که تمام ديشب را در "آغوش" ديگرى بوده است...
تمام ديشب را نخوابيدم و بالاى سرش با کهنه اى خيس بيدار ماندم...
فکر ميکردم"تب"کرده است...
نميدانستم حرارت تنش از اين است که تمام ديشب را در "آغوش" ديگرى بوده است...
- ۶۴۳
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط