{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسری به دوست دخترش زنگ زدوگفت نمیای خونمون دختره گفت ماما

پسری به دوست دخترش زنگ زدوگفت نمیای خونمون دختره گفت مامان بابام اجازه نمیدن پسره گفت خب بهشون بگو با دوستات میخای بری استخر دختره قبول کرد وقتی به خونه دوست پسرش رسید دوست پسرش گفت برو تو حموم موهاتو خیس کن که شک نکنن دختره هم رفت وقتی میخاست بیاد بیرون در روش قفل بود پسره زنگ زد به چند تا از دوستاش تا بیان دوستاش اومدن و یکی یکی به دختره تجاوز کردن نوبت به پسر آخر که رسید خیلی طول داد دوستاش رفتن تا ببینن چه اتفاقی افتاده
اون پسره داداشش بود اول خواهرشو کشته بود و با خون خواهرش رو دیوار نوشته بود
بی ناموسا شما از خودتون ناموس ندارین.....
و بعد هم خودشو کشته بود
دیدگاه ها (۱)

قربون دنبال کننده ها مخلصم فداتون

لطفا بیاین تو صفحه کاربریم و دنبال کننده ها رو با دنبال شوند...

من دکتر هستم به نظر من همه چی باید در حالت مساعد باشهحق این ...

واقعا ناراحتم کردین دیگه

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

پارت ۲۲روز خاکسپاری شیو:یونا کجاستجینو:گفت میره دستشویی و بر...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

I'm not jealous part 66حرصی گفتم+برای هر کی جز من باشه گوشاش...

P3. . MY GOOD MISTAKE.

پارت ۱۹

منتظر بودم باردار بشم، چند وقتی بود رژیم پسر زایی گرفته بودم...

پسره به دختره که دوست بود میگه:امروز میای خونمون؟دختره:مامان...

پسره به دختری که تازه باهاش دوست شده بود میگه: امروز وقت دار...

پسره به دخــترے کہ تازه باهاش دوست شده بود میگہ: امروز وقت د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط