پسری به دوست دخترش زنگ زدوگفت نمیای خونمون دختره گفت ماما
پسری به دوست دخترش زنگ زدوگفت نمیای خونمون دختره گفت مامان بابام اجازه نمیدن پسره گفت خب بهشون بگو با دوستات میخای بری استخر دختره قبول کرد وقتی به خونه دوست پسرش رسید دوست پسرش گفت برو تو حموم موهاتو خیس کن که شک نکنن دختره هم رفت وقتی میخاست بیاد بیرون در روش قفل بود پسره زنگ زد به چند تا از دوستاش تا بیان دوستاش اومدن و یکی یکی به دختره تجاوز کردن نوبت به پسر آخر که رسید خیلی طول داد دوستاش رفتن تا ببینن چه اتفاقی افتاده
اون پسره داداشش بود اول خواهرشو کشته بود و با خون خواهرش رو دیوار نوشته بود
بی ناموسا شما از خودتون ناموس ندارین.....
و بعد هم خودشو کشته بود
اون پسره داداشش بود اول خواهرشو کشته بود و با خون خواهرش رو دیوار نوشته بود
بی ناموسا شما از خودتون ناموس ندارین.....
و بعد هم خودشو کشته بود
- ۳.۶k
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط