یک شبی مجنون نمازش راشکست
یک شبی مجنون نمازش راشکست
بی وضو در کوچه لیلا نششت...
عشق انشب مست مستش کرده بود
فارغ ازهرجام الستش کرده بود...
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
برسلیب عشق دارم کرده ای...
من ک مجنونم تو مجنونن مکن
خسته ام زین عشق دل خونم مکن...
مرد این بازیچه دیگرنیستم
این تو و لیلای تو من نیستم...
گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگت پنهان و پیدایت منم...
سالها با جورلیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی...
بی وضو در کوچه لیلا نششت...
عشق انشب مست مستش کرده بود
فارغ ازهرجام الستش کرده بود...
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
برسلیب عشق دارم کرده ای...
من ک مجنونم تو مجنونن مکن
خسته ام زین عشق دل خونم مکن...
مرد این بازیچه دیگرنیستم
این تو و لیلای تو من نیستم...
گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگت پنهان و پیدایت منم...
سالها با جورلیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی...
- ۵.۰k
- ۱۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط