دختری از حکیمی پرسید:
دختری از حکیمی پرسید:
چرا تا مرز دیوانگی عاشق کسی می شویم در حالی ک می دانیم در نهایت ب او نمی رسیم؟
حکیم جواب داد:
ب من بگو چرا زندگی می کنیم در حالی ک می دانیم در نهایت می میریم؟
.
.
دختر محکم با پشت دست زد تو دهن حکیم و گفت دفعه ی آخرت باشه سوالمو با سوال جواب میدی :|
چرا تا مرز دیوانگی عاشق کسی می شویم در حالی ک می دانیم در نهایت ب او نمی رسیم؟
حکیم جواب داد:
ب من بگو چرا زندگی می کنیم در حالی ک می دانیم در نهایت می میریم؟
.
.
دختر محکم با پشت دست زد تو دهن حکیم و گفت دفعه ی آخرت باشه سوالمو با سوال جواب میدی :|
- ۱.۶k
- ۰۱ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط