استایل ات توی مراسم جوایز

استایل ات توی مراسم جوایز
p10
بعد اماده شدن وقت عکس فیلم برداری بود بعد گرفتن هزاران عکس فیلم ات رفت جلوی اینه ای وایساد
+کوک شی بیا اینجا
کوک اروم برکت و رفت سمت ات
+بیا بایدی استوری بزارم
کوک نزدیک ات شد و با تردیدی که داشت دستشو اروم روی شونه ات گذاشت ات متوجه شده بود و با اینکه از لمس شدن خوشش نمیومد حتی نتونست مقاومت کنه و خودشو بیشتر نزدیک کوک کرد
_ببینم خیلی خوب شد ولی انگار قدت بلند تر شده
+اره 2 سانت بلند تر شدم
_خیلیم عالی بیا بریم تمرین کنیم
+اوک
بعد تمرین ها اخری به سالن اصلی رفتن و با همه خوش بش کردن بعد اینکه همه مهمونا تماشاچی ها اومده بود مراسم جوایز شروع شد
جوایز های اولیه داده شد و وقت اجرای گروه ها بود کوک از روی پله ها رفت پایین و وقتی متوجه شد ات کنارش نیست برگشت و ات رو دید که اروم داره از پله های صحنه پایین میاد کوک بدون اینکه متوجه بشه سریع سمت ات رفت و بازوش رو سمت ات دراز کرد
از زبان ات
دستمو دور بازوی کوک حلقه کردم الان کاملا میتونستم متوجه سفتی وبزرگ بودن عضله هاش بشم
نگاهی به کوک انداختم و متوجه شدم کوکم همچین احساسی داره
بعد تموم شدن پله ها بازوی کوک رو ول کردم و کنارش با قدم های مرتب بلند راه افتادم رفتیم ی گوشه وایسادیم
از زبان کوک
داشتیم به اجرا نگاه میکردیم که متوجه حالت صورت ات شدم و دیدم با دستاش داره سی*نه هاشو میپوشونه
کتمو در اورد و روی شونه های انداختم
_بپوشش با این راحت تری
+ممنون
وقتی ات حواسش نبود بهش نگاه کردم خیلی تغییر کرده هیکلش عضلانی شده موهاش بلند تر شده و رنگشو سیاه کرده چهرش کمی تغییر کرده صداشم تغییر کرده و رفتارش عجیبه با بقیه یجوره با من یجور انگار که میخواد نشون بده باهام راحته ولی چیزی که داخل چشماشه یچی دیگه میگه الان که برگشته و دیگه ناراحت نیست میخوام باهاش دوستیمو برگردونم
از زبان ات
وقت دادن جوایز اصلی بود
کت رو از رو شونم برداشتم و سمت کوک گرفتم
بعد پوشیدن کتش رفتیم رو صحنه 2 تا جایز رو دادیم و وقتش رسیده بود جایزه اصلی رو بدیم
_ات بزار اسمو برنده رو من بگم
+اوکی
کوک کاغذ رو از پاکت در اورد و روبه جمعت گفت
_و جایزه بهترین ارتیست در 2 سال گذشته تا الان میرسه به......... لی ات تبریک میگم
الان اسم من گفته شد؟ بلاخره بعد 4 سال تلاش تونستم صاحب این جایزه شم جوری که هنوز باورم نشده بود کوک جایز رو داد به دستم و خم شد تو گوشم گفت
_خسته نباشی بلاخره ی ادم معروف به حساب میای
+ممنونم کوک شی
کوک رفت اون ور تر وایساد و من باید سخنرانی میکردم
+امم خب اصلا انتظارشو نداشتم من 4 ساله تو این


ادامش در کامنتا
از این پارت به بعد عکس استایل ای ات رو میزارم
دیدگاه ها (۶)

p11ویو فردااز زبان اتبا صدای زنگ خونم از خواب پریدم رفتم طبق...

اسلاید بعد لباس ات کنار استخرp12از زبان ات همه کنار استخر بو...

p92 سال از اون جشن کریسمس گذشته ات برای پیشرفت کارش به امریک...

p8چند روزی از روز پارتی گذشته بود و ات خودشو با درسو کاراش غ...

رمان عشق و نفرت پارت 14سلام سیسیا خوبین اوهم اوکی بریم واسه ...

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۲۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط