{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کَله ظهری پا میشی ,

کَله ظهری پا میشی ,

سیگار و فندکت رو بر میداری . . .

میری سمت نزدیک ترین پنجره ی موجود ،

به سوز سیگارت دامن میزنی . . .

اونم نامردی نمیکنه ,

و میپیچه توو ریه هات . . .

بعدش سرت سبک میشه ,

و آماده میشی واسه یه روزِ دیگه . . .

چون تو از روزات ,

هیچوقت صبحشُ نداشتی . . .

شروعات همیشه ناقص بودن ,

درست مثه الان . . .
دیدگاه ها (۲)

و شاید سیگار ،اختراع سرخپوستی بود . . . .که می خواست ،به معش...

یادم میاد بچه که بودم ،بعضی وقت ها یواشکی بابامو نگاه می کرد...

برف هفت سالگی ام را بخاطر صدای پدر دوست داشتم...پاشو ببین چه...

دوست مجازی من..... چند وقت است برایت مینویسم, و تو میخوانی....

خانومم:)عشقم:)نفسم:)زندگیم:)همه کسم:)همیشه پیشتما:)کسی جاتو ...

تو خونه نشستی،چراغا خاموشه،قرصایی که دکتر واست تجویز کرده رو...

فک نکن بری،ناتوانم واس رسیدن بهتمیخندی؟تهش یه قاره اس فاصلمو...

__________________________درد نوشته❤چقد سخته❤ هنوز از خواب ب...

چقد سختههنوز ازخواب? بیدار نشده‌چشات? باز نشده سریع گوشیتو ب...

Lucky-bloody#پارت ۵۲-فاک یولباسایی که خدمتکارا براش گذاشته ب...

سناریو اسلیترین

سلامتی همه این بعضیایی که زندگیمونو ریختن بهم....بعضی وقتا ز...

آزمون زن ذلیلی 1. با خانومت داري از يه مغازه لباس فروشي ديد...

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط