{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از من غزلی مانده و از تو اثری نیست

از من غزلی مانده و از تو اثری نیست
در خانه ی تنهایی من، هیچ دری نیست

«لیلا » شدنم دستِ خودم بود عزیزم
جز من به خدا عاشقِ دیوانه تری نیست

بگذار و برو فکر نکن بی تو...عجیب است
در رفتن ِ تو هیچ غم و دردسری نیست

من حبسِ خودم هستم و تردید ندارم
دور و برِ من جز «منِ ِ تنها» خطری نیست

در هر غزلم عشق نشسته است کنارم
 اما به خدا ذره ای از تو خبری نیست
دیدگاه ها (۲)

توی ‌فنجان‌ غزل‌ هی ‌بیت ‌میریزمبمانتا بفهمی ‌درسکوت‌ از حرف...

نوشتم بی" تـو" غمگینم ،........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،مرا ب...

روزگاری قهر بودی روزگاری آشتیماجرای عشق ما را ساده می انگاشت...

عشق یعنی دست تو در دست من وقت سفرلذت بوییدن عطر تو در کوه کم...

یه سناریو درخواستی دیگه از بی تی اس:وقتی به شوخی میگی میخوای...

love in the dark⑦⑦چند ساعت بعد همه خواب بودن و من دلم گرفته ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۳یه دفعه لبخندش جمع شد و گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط