{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدم میگن خدا خیلی مهربونه..

دیدم میگن خدا خیلی مهربونه..
رفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش رو بهم بده 5 سال از عمرم کم کن
گفتش:نمیشه
گفتم:ده سال از عمرم کم کن
گفتش:نمیشه
گفتم:پونزده سال ازعمرم کم کن
گفتش:نمیشه
گفتم:خداجون کل عمرمو میدم یک روز زنده بمونم اما کنار اون!!
خدا بغضش گرفت و گفت:
لعنت به قانون آدما
اون تورو نمیخاد
بمیری هم فایده نداره....
دیدگاه ها (۵)

,,,,

قربون مست نگاهت قربون چشمای ماهت قربون گرمی دستات صدای اروم ...

...

بدون شرح

مهمونی خطرناک پارت=18ویو ات:جونگ کوک خیلی ریلکس لبامو میبوسی...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.6کانگ وو:لطفا ترکم...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

پارت ۱۴تانر :من کیم؟ من تانر هستم کسی که نامزد یونا هست اوکی...

فیک تهیونگ

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش دوم_یک لحظه نگاهش می‌کنم و بعد می‌گویم"من ...

فیک کوک پارت: ۱۰ویو کوکلنا خواست از پله ها بره بالا که از جا...

KIM V

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط