{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خـداوندا ! ایـن روزها کاری بــکن هیچ پــدری پشــت ویتــری

خـداوندا ! ایـن روزها کاری بــکن هیچ پــدری پشــت ویتــریـن لبــاس هــای شــب عیـــد با نگـاه بــه جـیــب هـایش شــرمنــده نــشــود ... خدای مــن خوب مــی دانی برای یــک پدر ؛ یــک بابا آنجا که نمــی توانـــد بـــرای فـــرزندش کــاری کند آخــر دنـــیاســــت ...
دیدگاه ها (۱)

«دیگر از مرگ نمی‌هراسم؛ خانه اصلی آنجاست»بابا...🖤🥀این روزها ...

وصیت عبید زاکانیگویند عبید در زمان پیرى با اینکه چهار پسر دا...

پارت ۱۰ پدرم بود گلویم را صاف کردم و آیکون سبز رنگ را فشار د...

P3جئون وارد خانه شد.همین که قدم اولش را داخل گذاشت، تمام صدا...

معرفی کتاب

فقط یک نگاه

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

پارت ۷۸ |«خوابی پنهان خسته نباشی؟...»آن روز...از صبح، شرکت غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط