{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم انتشارات دانشگاه.

رفتم انتشارات دانشگاه.
کمی عجله داشتم، فقط چند برگ کاغذ آچار لازم داشتم.
گفتم: دوست من چندتا آچار لطف میکنید؟
گفت: کاغد آچار باید بری از بیرون دانشگاه بخری.
این کاغذا یارانه دانشگاست. واسه همینه هر برگ کپی ۳۰ تومن میشه.
گفتم: خوب منم پولشو میدم که…
گفت: نه، بحث پولش نیست. اینجا فقط کپی میگیریم. کاغذ نمیفروشیم.
فکر کرده بود به همین راحتی کوتاه میام منم کم نیاوردم
توی کیفمو گشتم یه برگ آچار سفید پیدا کردم دادم بش گفتم:
بی زحمت بیست برگ از رو این برام کپی بگیرین
یعنی طرف داغ کرده بود در حد تیم ملی
دیدگاه ها (۴)

!چند روز پیش توی تاکسی صندلی عقب نشسته بودم، یه خانومه با پس...

مورد داشتیم طرف رفته خواستگاری ، عروس چای آورده داماد گفته ا...

در ایــــن دنیـــای آشـــوب از چشــمانم هــم بیشتـــر به تو ...

رفتم انتشارات دانشگاه. کمی عجله داشتم، فقط چند برگ کاغذ آچار...

part2

#My_charming_mafia#مافیای_جذاب_من#part16+وقتی جونگ کوک برگشت...

#My_charming_mafia#مافیای_جذاب_من#part1با صدای الارم گوشیم چ...

#رمان_تمنانویسنده: #بیسان_تیتهتهیه کننده:حسین حاجی جمالی#قسم...

اشتباه منپارت۱اتبرای آخرین بار به اتاقم یه نگاه انداختم چشمم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط