{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاشکی گاهی وقتا خدا از پشت ابرا میومد بیرون و گوشم و محکم

کاشکی گاهی وقتا خدا از پشت ابرا میومد بیرون و گوشم و محکم میگرفت و داد میزد: آهای بگیر بشین سرجات. اینقده غر نزن. همینه که هست. بعد یه چشمک میزد و آروم توی گوشم میگفت: همه چی درست میشه...
دیدگاه ها (۳)

حخخخخ

یادش بخیر

من هرچی منتظر شدم زندگیم بیافته رو غلتک خبری نشد! الانم منتظ...

در نهان به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند و در آشکار از ...

فیک کوکفصل ²پارت ⁴ویو ا.تاز پله ها غر غر زنان رفتم بالا وارد...

#in_your_eyespart_77ویو کایلاچند ساعت از رفتن یونا گذشته بود...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» پارت۹+(کله وجودش میلرزید)س س سونی ع عربده ن نکش-(...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 134♡⁠。⁠)⁩یک سال...

#in_your_eyespart_79ویو کوکهمونجوری روی صندلی ته راهرو نشسته...

کپشن مهمه🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و یک میخواستم دستمو عقب بکشم ...

I can be myself with himPart⁸⁶ساعت دو نصفه شب بود..تقریبا طر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط