{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای صمیمی، ای دوست

ای صمیمی، ای دوست
گاه و بیگاه لب پنجره خاطره ام می آیی
دیدنت... حتی از دور
آب بر آتش دل می پاشد
آنقدر تشنه دیدار تو ام
که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم
دل من لک زده است
گرمی دست تو را محتاجم
و دل من... به نگاهی از دور
طفلکی می سازد
ای قدیمی، ای خوب
تو مرا یاد کنی یا نکنی، من به یادت هستم
من، صمیمانه به یادت هستم

94/09/15
««A»»
دیدگاه ها (۵۷)

میدونی ؟*A* کاشی کسی بود ... به گوشت می رساند ... که امروز ....

گاهی که هیچکس نیست تا حرف هایت را بشنود آن گاه که لال می شوی...

تو کجایی تا مرا یاد کنــــــــی؟ من ...

رحم کن ! ای بی مروت ! ای زمان ! لحظه ای در جای خود ثابت بمان...

عاشقانه های شبنم

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

عاشقانه های شبنم

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

امروز تولد بینیه:)):چانگبین عزیزم تولدت مبارک… 🤍نمی‌دونم چطو...

پارت سوم(عکس اول لباس آسا،عکس دوم لباسی که سئومی برداشت،عکس ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط