{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love is a killer

love is a killer
p.²⁶


تهیونگ.عمارت.سئول.گنگنام
(باصدای جیغ یکی از خواب پریدم )
- چیشده کی مرده (خواب‌آلود و گیچ)
+ چرا انقدر نزدیک من خوابیدی
- چون دوست دارم (خواب‌آلود و گیچ. دوباره رو تخت خوابید )
(جان من الان چه زری زدم الان چطور جمش کنم این اصلا اون اعترافی نبود که میخواستم )
+چ..چی...چی گفتی؟
(برا جم کردنش دیره )
-(نشست روبه روی ات )گفتم دوست دارم عاشقتم
+ ا..از...ک.کی
- ازاون روز اولی که دیدمت از اون شبی که مردمک چشمات میلرزید و گریه میکردی از اون روزی که با پررویی تمام تو روم وایسادی
- ولی ات تو ..تو هیچ حسی به من نداری ؟
+اممم چیزه
-( صورتش رو برد نزدیک ات و با چشمای خمار نگاش میکرد)
+ (رفت عقب تر و سرخ شده بود )
-(خنده تو گلویی کرد و رفت عقب )وای خیلی کیوت شدی ...نترس تا وقتی خودت نخوای بهت نزدیک نمیشم
+ این کاری با قلبم نکن (اروم )
-چیزی گفتی
+ ها...ن.نه
(یهو در با سرعت باز شد کوک بود )
× بچه ها سوهو به هوش اومده
-جان
•به علت گشاد بودن فلش بک به ۴۰ دقیقه بعد •
ات.پارکینگ بیمارستان .ساعت ۸ صبح
(داشیتیم میرفتیم که کوک یه کار فوری براش پیش اومد و رفت گفت یه ساعت دیگه میاد منو تهیونگ رفتیم تبقه بالا و رفتین تو اتاق سوهو )
= سل..
+ (پرید بغل سوهو . له کردی بچرو ) میمون میدونی جقدر دلم برات تنگ شده بود چرا اون کارو کردی اگه میمردی چی
= حالا که نمردم
+(ازش جدا شد)
- (اروم زد به شونه سوهو ) داداش دل منم برات تنگ شده بود
= وا مگه من چند قرن خواب بودم که دل این برام تنگ شده
+(خندید )
-(لبخندش محو شد ) یه خط میخندم بهت کاری نکن یه صفحه برینم بهت
= باشه حالا عصبی نشو
(داشتیم خرف میزدیم یهو یاد صبح افتادم شت یعنی تهیونگ دوستم داره الان چیکار کنم منم بهش بگم یعنی واقعا دوسم داره من خیلی دوسش دارم اما ...اما میترسم )
- اتتتت
+ها چیزی شده
=دوساعته داریم صدات میزنیم کجایی
+ها هیچ جا
(در باز شد کوک بود )
× به به جمع جمع خانوادگیِ
- سلام جناب جئون امروز کبکت داره خروس میخونه
× هوم کبک من استعداد های زیادی داره تازه بندریم میرقصه
= سلام هیونگ
× سلام خوبی
= مرسی


"پارت بعد تو کامنتا هست"
دیدگاه ها (۵)

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

پارت هفت کوک: اون وقت چرا( عصبانی)یوری: چون باعث دردسر میشه ...

پسر بد (58)

عشق زار آلود(Mysterious Love)part:۲ات گوشی رو برداشت و پیام ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط