مادر...
مادر...
کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم
چقدر مثله بچگیام لالایی ها تو دوست دارم
سادگی هاتو دوست دارم خستگی هاتو دوست دارم
چادر نماز زیر لب خدا خداتو دوست دارم
کاشکی رو طاقچه ی دلت آیینه و شمعدون میشدم
تو دشت ابری چشات یه قطره بارون میشدم
کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم
یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بنشونم
......................................
کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم
چقدر مثله بچگیام لالایی ها تو دوست دارم
سادگی هاتو دوست دارم خستگی هاتو دوست دارم
چادر نماز زیر لب خدا خداتو دوست دارم
کاشکی رو طاقچه ی دلت آیینه و شمعدون میشدم
تو دشت ابری چشات یه قطره بارون میشدم
کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم
یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بنشونم
......................................
- ۱۴.۴k
- ۲۱ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط