مادر...

مادر...
کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم
چقدر مثله بچگیام لالایی ها تو دوست دارم
سادگی هاتو دوست دارم خستگی هاتو دوست دارم
چادر نماز زیر لب خدا خداتو دوست دارم
کاشکی رو طاقچه ی دلت آیینه و شمعدون میشدم
تو دشت ابری چشات یه قطره بارون میشدم
کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم
یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بنشونم
......................................
دیدگاه ها (۲)

ارغوان خوشگلبلای من:)))میخواستم خیلی زودتر برات پست بزارم ول...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

《عضو نهمی و بد جوری عاشقت میشه》یک سالی میشد که تازه عضو گروه...

وقتی داداشته....*تک پارتی*جیمین و ات چند وقتی بود که ناخداگا...

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

چند پارتی(درخواستی)

Part 49کیم‌ویا.تبا احساس خفگی از خواب بیدار شدمتهیونگ محکم ب...

My lovely neighbor part : ۸۵

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم چقدر مثل بچگیام لالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط