تا حالا از زیرگذر یا دست اندازهای یک جاده عبور کرده اید؟
تا حالا از زیرگذر یا دست اندازهای یک جاده عبور کرده اید؟ دلتان هُرّی پایین ریخته است؟ درست مثل وقتی که سوار ترن هوایی شده اید. دقیقاً آن روز همین طور شدم. انگار یک سرازیری با شیب زیاد سر راهم ظاهر شد. یا نه، از دست انداز یک جاده عبور کردم و آن را پشت سر گذاشتم. درست همان لحظه که... بگذار از اول بگویم.
وقتی پشت شیشه های انتظار ایستاده بودم فکر نمی کردم انتظار، دست انداز زندگیم شوم. تمام روزهایی که منتظرش بودم به همین شکل می گذشت. دلم می ریخت اما صبر می کردم و به خودم تلنگر می زدم که: هی، طاقت بیار بالاخره تمام می شود. جاده و دست انداز های انتظار هم روزی به آخر می رسد. و آن شب پشت شیشه ها که مسیر نگاهت را دنبال کردم انگار که به مقصد رسیده باشم. انگار که دیگر دلم نلرزید. به خودم رسیدم و با شوق، دست هایم را به سمتت تکان دادم تا پیدایم کنی. همان جا که نگاهت به من خلاصه شد و دست انداز های جاده تمام شد...
وقتی پشت شیشه های انتظار ایستاده بودم فکر نمی کردم انتظار، دست انداز زندگیم شوم. تمام روزهایی که منتظرش بودم به همین شکل می گذشت. دلم می ریخت اما صبر می کردم و به خودم تلنگر می زدم که: هی، طاقت بیار بالاخره تمام می شود. جاده و دست انداز های انتظار هم روزی به آخر می رسد. و آن شب پشت شیشه ها که مسیر نگاهت را دنبال کردم انگار که به مقصد رسیده باشم. انگار که دیگر دلم نلرزید. به خودم رسیدم و با شوق، دست هایم را به سمتت تکان دادم تا پیدایم کنی. همان جا که نگاهت به من خلاصه شد و دست انداز های جاده تمام شد...
- ۳.۶k
- ۱۷ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط