این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می شود
این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می شود
بی هوسی مکن ببین کار هوسی چه می شود
درد دلم به هر شبی در هوس شکر لبی
در سیر کوی شب روان از عسسی چه می شود
هیچ دلی نشان هیچ کسی گمان برد
کاین دل من ز اتش عشق کسی چه می شود
ان شکر چو برف او وان عسل شکرف او
از سر لطف و نازکی از مگسی چه می شود
عشق تو صاف وساده ای به جز صفت و گشاده ای
چونک در ان همی فتد و خار خسی چه می شود
از تبریز شمس دین دست دراز می کند
سوی دل و دل من از دسترسی چه می شود
بی هوسی مکن ببین کار هوسی چه می شود
درد دلم به هر شبی در هوس شکر لبی
در سیر کوی شب روان از عسسی چه می شود
هیچ دلی نشان هیچ کسی گمان برد
کاین دل من ز اتش عشق کسی چه می شود
ان شکر چو برف او وان عسل شکرف او
از سر لطف و نازکی از مگسی چه می شود
عشق تو صاف وساده ای به جز صفت و گشاده ای
چونک در ان همی فتد و خار خسی چه می شود
از تبریز شمس دین دست دراز می کند
سوی دل و دل من از دسترسی چه می شود
- ۲.۵k
- ۱۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط