گل ها را می چینم

گل ها را می چینم
دامنی ساده
می رقصد در سکوت نگاه من
مترسک می دود با درختان بید
به دور تپه های انتظار
چشم های خیسم را
آویزان می کنم بر رخت آویز
غروب می کند خورشید
تو من هم چون شمع
در فراق تو بسوزم
دیدگاه ها (۵)

هر برگ که میریزد خاطره ای زنده می شودخاطره هر برگی در فصلیست...

مرا روزی به یاد آورمرا در خاطرات سخت دلتنگیکه همچون شمع می س...

‌ز عارضِ تو به نَظّاره‌ای شدم قانعاگرچه وقت نظر، می‌شود حیا ...

عشق نهانم مرا ببخشچشمان عاشقی که میپرستیدی بارانیست درد نهان...

رمان سونادو پارت۱

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

3:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویلایستادم. صدای خش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط