{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بارها صدایت میزدم

بارها صدایت میزدم
بی آنکه حرفی داشته باشم
بی آنکه چیزی بخواهم
آخر نمیدانی
لحـن " جـــانم " گفتـن هایـت
چقـــدر خواستنـی بود ...
دیدگاه ها (۲)

...بدون شرح...

با چه زبونی بگم امادم ببر دیگه...!

بعضــــــــــی وقتــــــــــا...اینقــــــــــد دلـــــت از ...

بگذارخوش باشدباهم محلی هایش اون هم یه روزمعنایی کم محلی رامی...

چند روز بعد، ات توی آشپزخونه نشسته بود و مشغول خوردن صبحونه ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

عاشقانه های شبنم

love and the moon Part 4 ویو یونا به سمت پاساژ رفتم و لباس ...

I will love you forever🙃

پارت ۸ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا انیا و دامیل تنها شدن گ...

__🐰:استی!! تولدتون مبارک!! مطمئنم تا الان این تبریک رو بارها...

خنده ی ممنوعه.

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط