myfiercedaddy

#my_fierce_daddy
#P_28
ته: مثلا با هر خری نمیرقصی
ات: اکی
ته: الان نگی اوکی و بعد کار خودتو بکنیا
ات: نه عشقم حله فقط اجازه میدی بلند شم کار دارم
ته: تا الان که انگار جات خوبه
ات: خب بزار برمممم
ته: بروووووو
ات بلند شد و منم رفتم سمت در که برم اتاق خودم
ات: داری میری؟
ته:نه دارم میام
ات: هر هر هر
ته:تر تر تر
ات: بر بر بر
ته: کر کر کر
ات:کوفت
ته: کل وجودم فدای تو
ات:هن
ته: ببین عزیزم ک یعنی کل و یعنی وجودم ف یعنی فدای ت یعنی تو
ات: واوووو
ته: خب حالا چیکار داشتی
ات: هیچی فقط خریدا همینا بود؟
ته: نه هنوز تریلی دوم نیومده
ات:مسخره
ته: والا خب من رفتم
ات: اکی
(فلش بک به ساعت ۱۰ شب)
توی سالن روی مبل نشسته بودم که با صدای کروپ کروپ کفشهای ات به خودم اومدم
زیبایی ات حرف نداشت رفتم سمتش دستمو سمتش دراز کردم خودش فهمید که باید دستمو بگیره
محکم بغل کردم مگه میشد از زیبایی این دختر سیر شد با دستام موهاشو کنار زدم لپ ها ی نرم و خوشگلشو نوازش کردم و دیگه نتونستم تحمل کنم توی یک چشم بهم زدن .........
( خب یکم بریم اهم اهم 😂)
دیدگاه ها (۳)

#my_fierce_daddy #P_29توی یک چشم بهم زدن ل*بامو قفل ل*باش کر...

#my_fierce_daddy #P_30ته: حله ات حواست به خودت باشهات: چشمم...

#my_fierce_daddy #P_27رفتیم خونه و به بادیگارد گفتم خرید ها ...

#my_fierce_daddy #P_26ته: چرا ات:اونجا خیلی گرونهته: پول مهم...

نجات پروانه🖤🦋پارت ۴و رفتم اتاقم کارم و مشغول پرونده ها شدم ب...

جیمین فیک زندگی پارت ۷۹#

پارت ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط