{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر کردم آمدی،اما خیالاتی شدم

فکر کردم آمدی،اما خیالاتی شدم
در کنارم نیستی اینجا،خیالاتی شدم

گاه گاهی پشت درها سایه می بینم ولی
غم نشسته پشت این درها! خیالاتی شدم

خواب می بینم که می بوسم تو را با هر غزل
صبح می فهمم که ای بابا خیالاتی شدم

گفته بودی درد و دل کن تا همیشه محرمی
رفته ای و نیستی حالا خیالاتی شدم

امتحانم می کند با جای خالی زندگی
پر کن از عشق جای خالی را.. خیالاتی شدم

روزها را می شمارم یک به یک لطفاً بیا
بس که بی تو مانده ام تنها خیالاتی شدم ...
دیدگاه ها (۲۴)

سلام روز بخیر

چه لطیف است حس آغازی دوباره،و چه زیباست رسیدن دوباره به روز ...

رویاهای هر شب جستجویت می کنم گل عشق منی هر لحظه بویت می کنم ...

عاشقترنبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق@@@@@@...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

مردی که در کنارم بود

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

بنده به‌عنوان خادم مردم عزیز ایران اعلام می‌کنم که آن روزهای...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

میگه مقصدی نیست.....«ما چه باشیم، چه نباشیم، جهان در گذراست....

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط