غزلک
غزلک
پُشتِ پلکام عکستُ نقاشی کردم ، غزلک !
تو رُ میبینم تا وقتی چِش میبندم ، غزلک !
یه پیامه این تبسم که رو لبهای منه
خیلی وقته که به گریههام میخندم ، غزلک !
غزلک چن تا غزل مونده تا اون لحظهی ناب ؟
پَس کی عکسِ یادگاری زنده میشه توی قاب ؟
نگا کن ! واژه به واژه با منی مثلِ نفس
مثلِ یه گُلِ قدیمی لای برگای کتاب
مثلِ یه درّه عمیقی ، مثلِ یه منظره پاک
مثل یه خوشه سرِ شاخهی خشکیدهی تاک
گریهی اولِ بچه وقتِ دنیا اومدن
آخرین رقصِ یه برگ وقتی میفته روی خاک
با تو من زندهترین ترانه سازم ، غزلک !
با تو از هق هقِ واژه بینیازم ، غزلک !
قافیه باختنِ من پیشکشِ یک نگاه تو
یه اشاره کن تا جونمُ ببازم ، غزلک !
غزلک ! بیتو صدام چنگی به دل نمیزنه !
آخه عطرِ تنِ تو نبضِ نفسهای منه !
تو با من همضربانی تو تموم لحظهها !
بیتو بغضم مثِ یه گلدونِ کهنه میشکنه !
از یغما گلرویی
پُشتِ پلکام عکستُ نقاشی کردم ، غزلک !
تو رُ میبینم تا وقتی چِش میبندم ، غزلک !
یه پیامه این تبسم که رو لبهای منه
خیلی وقته که به گریههام میخندم ، غزلک !
غزلک چن تا غزل مونده تا اون لحظهی ناب ؟
پَس کی عکسِ یادگاری زنده میشه توی قاب ؟
نگا کن ! واژه به واژه با منی مثلِ نفس
مثلِ یه گُلِ قدیمی لای برگای کتاب
مثلِ یه درّه عمیقی ، مثلِ یه منظره پاک
مثل یه خوشه سرِ شاخهی خشکیدهی تاک
گریهی اولِ بچه وقتِ دنیا اومدن
آخرین رقصِ یه برگ وقتی میفته روی خاک
با تو من زندهترین ترانه سازم ، غزلک !
با تو از هق هقِ واژه بینیازم ، غزلک !
قافیه باختنِ من پیشکشِ یک نگاه تو
یه اشاره کن تا جونمُ ببازم ، غزلک !
غزلک ! بیتو صدام چنگی به دل نمیزنه !
آخه عطرِ تنِ تو نبضِ نفسهای منه !
تو با من همضربانی تو تموم لحظهها !
بیتو بغضم مثِ یه گلدونِ کهنه میشکنه !
از یغما گلرویی
- ۲۷۵
- ۲۷ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط