{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب که تنت روی تن عشق رها بود

امشب که تنت روی تن عشق رها بود
این لحظه فقط، لحظه ی بیداری ما بود

آمیخته لب های عسل واره و نابت
بر خشکی اندامم و انگار، شفا بود

در حلقه ی بازوی تو این شاعر خسته
بانوی غزل هاست، که در حال فنا بود

آیات نگاه تو پر از فلسفه ی عشق
می ریخت به جان و تن من هر چه دعا بود

در گرمی آغوش تو صدها غزل ناب
من بودم و این عشق، تو بودی و خدا بود
دیدگاه ها (۱)

ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻫﺮ ﻭﺍﮊﻩ ﺍﻡ ﺑﺎﻣﻮﯼ ﺗﻮﻫﺮ ﻏﺰﻝ ﺩﺳﺘﯽ ﮐﺸﺪ ﺑﺮ ﺩﯾﺪﻩ ﻭ...

ســکـوتـــــم رو دوسـتـــــ دارم ،چـــــون در آن گـلـه ای نـ...

چاره عشق سکوت است که بلوا نشودمشت عاشق ابدا پیش کسی وا نشودد...

آنـقـدر دیـر آمـدی تا عـاقـبـت پـایـیــز شـدکاسـه ی صبـرم از...

تقدیم به همه زندگیم:🫀🫂از نگاهت نرگس تبدار، شاعر میشودآینه از...

پارت ۱۶۳.۲.۱.اکشننننن🐺🦷پدر عسل چند ثانیه بهش خیره موند و بعد...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونینPART: oneویو الیزابت همه چیز از ان...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 149✦...................

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

شهدا نفس خدا هستند 🤲 رودشعر فارسی آیات غمزه هر که را صبح شها...

از دشمنان تا عاشقان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط