{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق یعنی

عشق یعنی
از من دور باشی
دکمه های پیراهنت را
با انگشت های من باز کنی..
از تو دور باشم
چایم را با لب های تو بنوشم
خوابم را با چشم های تو ببینم
و نفسم بسته به نفس های تو باشد…
عشق یعنی
سرم را برگردانم،
تو از فاصله های دور
برایم دست تکان بدهی…
و من بی پروا
دستت را بگیرم..!
دیدگاه ها (۱)

ﺗﻤﺎﻡ ِ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺗﻨﻢ ﺭﺍبکش ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺖ…ﻣﺮﺍ ﮐﻪ ﻃﺎﻗﺖ ِ ﯾﮏ ﭘﯿﺮﻫﻦﺟﺪﺍﯾﯽ ...

ﻋﺸــــﻖ ﻫــﺎﮮ ﺍﻣــﺮﻭﺯﮮ ﯾـﻌـﻨــﮯ ، ﺩﻭﺳﺘـــ ﺩﺍﺷﺘـــﻦ ﮐـﺴــﮯ ﮐـ...

رد انگشت هاتتنم را شعله ور می کندبه این لبخند می زنمکه هر نا...

دلم بهانه تو را داردتو می دانی بهانه چیست؟بهانه همان است که ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

**پارت ششم**جونگ‌کوک بازوی لیها رو کشید و با قدم‌های بلند، ا...

نامجون ویو : جلوی آیینه وایساده بودم و داشتم کرواتم رو که جو...

فیک تهیونگ

نیما...هه اره هستم ولی وجود ندارم فعلا قرار نیست باشم بچه ها...

نشان سوخته.

کپشنن مهمهه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت شانزدهماسلحه بود یهو نیک اومد تو...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

P⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط