{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡
Ⓟⓐⓡⓣ36

[ویو جنی]=
کوک هنوز یقه هودیمو گرفته بود 😭

دست و پامو تکون میدادم:
+"ولم کنننن من برای این دنیا زیادی خطرناکم"

تهیونگ:
_"نه تو فقط زیادی خنگی"

+"داداش حمایت؟؟"

_"تموم شد"

یونگی هنوز کف زمین ولو بود:
_"من از خنده دارم میمیرم"

خدمتکار پیر با بغض به تیکه‌های گلدون نگاه میکرد:
_"اون گلدون یادگار خاندان جئون بود..."

من آروم پشت کوک قایم شدم:
+"منم یادگار خاندان کیمم🥹"

کوک دستشو گذاشت رو صورتش که نخنده 😭

[ویو کوک]=
این دختر رسماً بلای آسمون بود

هرجا میرفت یه چیزی منفجر میشد

تهیونگ خم شد کنار تیکه‌های گلدون:
_"جنی میدونی قیمت این از ماشینت بیشتره؟"

جنی یخش زد:
+"...ماشینمو میگیرن؟"

یونگی:
_"نه احتمالاً کلیه‌تو"

جنی جیغ زد:
+"من هنوز جوونم😭"

بعد یهو دوید سمت پله‌ها

_"فرار تاکتیکییی"

همه:
_"جنی وایساااا"

[ویو جنی]=
داشتم با سرعت نور فرار میکردم که پام گیر کرد به شلوارم

و...

تق!

مثل سیب‌زمینی غلت زدم رو پله‌ها 😭

تهیونگ:
_"پشمام زنده‌ای؟!"

من از پایین پله‌ها دستمو آوردم بالا:
+"فکر کنم مهره‌هام رفتن مرخصی"

کوک با سرعت اومد پایین

خم شد سمتم:
_"خرگوش کوچولو خوبی؟"

+"نه الان با اجدادم ملاقات کردم"

یونگی از بالا داد زد:
_"اگه مردی پلی‌استیشنتو بده من"

+"حرومزاده هنوز زنده‌ام"

کوک بالاخره زد زیر خنده

اونقدری که شونه‌هاش میلرزید 😭

من با شوک نگاش کردم:
+"تهیونگ... رئیست داره میخنده"

تهیونگ:
_"منم ترسیدم"

همون لحظه جیمین وارد عمارت شد

تا صحنه رو دید خشکش زد:
گلدون شکسته...
یونگی کف زمین...
من پخش پله‌ها...
کوک درحال خندیدن...

جیمین:
_"...من فقط پنج دقیقه رفتم بیرون"

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡Ⓟⓐⓡⓣ27[ویو جنی]=همین که اسم تهیونگ اومد سریع ...

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡Ⓟⓐⓡⓣ28[ویو جنی]=دکتر بالاخره به زور کوک رو نش...

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡Ⓟⓐⓡⓣ34[ویو کوک]=من فقط ایستاده بودم و نگاه می...

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡Ⓟⓐⓡⓣ31[ویو جنی]=تهیونگ با چشم ریز شده نگامون ...

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡Ⓟⓐⓡⓣ36[ویو جنی]=کوک هنوز یقه‌ی هودیمو ول نکرد...

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡Ⓟⓐⓡⓣ37[ویو کوک]=بعد از اینکه جنی به اتاقش رفت...

𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡Ⓟⓐⓡⓣ39[ویو کوک]=بعد از تموم شدن صبحونه از جام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط