{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هربار که

هربار که


هوای ِ رفتن به سرم می زند


می روم


در گوشه ای


تنها می نشینم


تا این سودا


از خیالم


بگذرد




می دانم


اگر بروم


هرگز به اینجا


بازنخواهم گشت!




جمال ثریا
برگردان :سیامک تقی زاده
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش اول_Güzel şeyler biranda olur چيزاى خوب ...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط