چندشاتی جونگکوک
چندشاتی جونگکوک
part ۵
زیر چشماش قرمز شده بود..
روی مبل خوابید ..
پرش زمانی به ۱۹ سال بعد..
ات ویو
بعد از اون خیانت لعنتی...
من خونه امرو فروختم و به آمریکا سفر کردم..
اونجا یه رستوران زدم و خونه خریدم.
بچه هامدو قلو بودن..
بورام و یوری..
بورامپسرمه..
و یوری هم دخترم...
یکیشون دختر، یکیشون پسر
الان ۱۷ سالشونه و ۱ ماه دیگه میشه ۱۸ سالشون...
بهشون از پدرشون بد نگفتم..
گفتم که جدا شدیم...
همین...
چیزی از خیانت نگفتم..
تا داخل روحیه یا چیزی تاثیر نزاره..
همونطور که گفتم رستوران زدم و رئیس رستوران هستم.. وقتایی که مشتری بیاد.. بهشون خوش اومد گویی میگم و ازشون استقبال میکنم..
یوری و بورام هم دانشجوی هنرستان بازیگری درس میخونن..
جونگکوک ویو
part ۵
زیر چشماش قرمز شده بود..
روی مبل خوابید ..
پرش زمانی به ۱۹ سال بعد..
ات ویو
بعد از اون خیانت لعنتی...
من خونه امرو فروختم و به آمریکا سفر کردم..
اونجا یه رستوران زدم و خونه خریدم.
بچه هامدو قلو بودن..
بورام و یوری..
بورامپسرمه..
و یوری هم دخترم...
یکیشون دختر، یکیشون پسر
الان ۱۷ سالشونه و ۱ ماه دیگه میشه ۱۸ سالشون...
بهشون از پدرشون بد نگفتم..
گفتم که جدا شدیم...
همین...
چیزی از خیانت نگفتم..
تا داخل روحیه یا چیزی تاثیر نزاره..
همونطور که گفتم رستوران زدم و رئیس رستوران هستم.. وقتایی که مشتری بیاد.. بهشون خوش اومد گویی میگم و ازشون استقبال میکنم..
یوری و بورام هم دانشجوی هنرستان بازیگری درس میخونن..
جونگکوک ویو
- ۵۵.۵k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط