{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#امگای_سرکش

#امگای_سرکش

Part:12

جئون پوزخندی زد و با صدای نسبتا بلندی گفت

جئون: مثل اینکه ینفر اینجا خیلی گرسنشه

جین: یااا جئون بچه رو اذیت نکنن

جئون: باشه باشه

نامجون: ما بریم دیگه

جئون: چی؟ چرا ؟ تازه اومدین

نامجون لبخندی زد و نزدیک جئون شد و هردو دستش رو روی شونه های جئون گذاشت و گفت

نامجون: کار داریم بعدا بهتون سر میزنیم

جئون: هوم باشه

جین و نامجون: فعلا

ته و جئون: فعلا

نامجون و جین از امارت رفتن ته و جئون هم به سمت اشپزخونه رفتن میز صبحونه توسط جئون چیده شده بود تهیونگ همین که نشست شروع به خوردن کرد جئون هم آروم دقیقا کنار تهیونگ نشست و داشت به صبحانه خوردن تهیونگ نگاه میکرد که تهیونگ درحالی که یه لقمه اش رو داشت قورتت میداد و یه مقداری از خامه روی لبش بود گفت

تهیونگ: چرا نمی خوری؟

جئون پوزخندی زد و سرش رو نزدیک صورت تهیونگ برد و با زبونش خامه کنار لب تهیونگ رو لیس زد و سرش رو عقب کشید و گفت

جئون: می خوام گرسنه بمونم تا یه غذای دیگه رو بخورم

تهیونگ از تعجب خشکش زده بود که بعد از چند مین به خودش اومد و با صدای بلندش داد زد

تهیونگ: یاااااا چرا انقدر چندشییی معلومه چه گوهی خوردیی

جئون با آرامشی که تهیونگ رو بشدت عصبانی می‌کرد گفت

جئون: بچه کمتر حرف بزن صبحونت رو بخور

تهیونگ: سیر شدم

جئون: حالا نوبت غذای منه

تهیونگ با یه لحن عصبی گفت

تهیونگ: خب کوفت کن به من چه

جئون از روی صندلی بلند شد و سمت تهیونگ خم شد و با صدای بمش گفت

جئون: کافیه فقط تکون بخوری دونه به دونه ی موهات رو در میارم

تهیونگ: ....

جئون تن صداش رو برد بالا و گفت

جئون: فهمیدیییی؟

تهیونگ: ب .. ب .. بله

جئون صداش رو آورد پایین لبخندی زد و صورت تهیونگ رو ناز کرد و گفت

جئون: خوبه عزیزکم

تهیونگ چیزی نگفت جئون نیشرت تهیونگ رو از تو تنش در آورد که تهیونگ اعتراضش بلند شد و گفت

تهیونگ: معلومه داری چکا..

جئون انگشت اشارش رو گذاشت روی لب تهیونگ وفت

جئون: هیییس مگه نگفت حرف نزن

تهیونگ: ب..باشه

جئون لیسی به تر و قوه پسر زد و بعدش خامه ای که روی میز بود رو برداشت و انداخت روی سینه پسر و شروع به مکیدن اون قسمت کرد

تهیونگ: عاحح درد .. عاحح .. داره

جئون: عااا بیب عاشق این صدام

تهیونگ: ......
دیدگاه ها (۴)

#امگای_سرکش Part:13 تهیونگ: بسه .. التماست .. میکنمممجئون: چ...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲پارت ۱۲با اصرار تهیونگ رو خوابوندم و ...

بیا تو کامنتا اصمات🔞🔞

#گروگان_قلبم #part_24چند هفته ای گذشتع بود و امروز اخرین روز...

#امگای_سرکش Part:7جئون: بیا پایین ، جئونم.تهیونگ: عااا اوکی ...

#امگای_سرکش Part:9جئون: چطوره همش مال من بشی؟هوم؟تهیونگ: تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط