{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بِه گَرمیِ یَخ لَبخَند می‌زَنَم وَ

بِه گَرمیِ یَخ لَبخَند می‌زَنَم وَ
تَظآهُر می‌کُنَم بِه عآدی بودَن..
اَما هَرزَمان کِه چَشمآنَم را می‌بَندَم
یِک روحِ خآکِستَری
قَدَم دَر اَفکآرَم می‌گُذارَد..
سَرَش را کَج می‌کُنَد وَ
بآ یِک لَبخَندٍ مُوَحِش
زَل می‌زَنَد بِه مَن.. :)
نِگآهی کِه حَتی اَشک را
دَر چَشمآنَم می‌دَوانَد..!
دَستَم را لابِه‌لایِ خیآلَم می‌چَرخآنَم
تا اَفکآرَم را مَحو کُنَم..
لَبخَندَش غَلیظ تَر می‌شَوَد.. :))
می‌گویَم
یَعنی او کیست؟..
چِرا بآ چَشمآنِ سِفیدَش قَلبَم را
مُنفَجِر می‌کُنَد!؟
نَکُنَد کِه...!!؟ :)
nafas
دیدگاه ها (۲)

#دلنوشتهبرای زنده ماندن در دنیایی که من در آن بزرگ شدم،جنگید...

ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ، ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﻬﻢﻧﯿﺴ...

#دلنوشتهدوستی داشتم همیشه میگفتادمارو نباید با قصه ی اجبار ک...

دختران معمولی همیشه در آغوشی آرام زندگی می کنندبی صدا می گری...

ساعت ۱۹:۵۶باد عصر به صورتم میخورد .چشمامو یکم‌ می‌بندم ، باد...

دخترِ اردیبهشت»‌او نه فقط یک فصل است،که خود، معنایِ بهار است...

اول یک نفر ایستاده است .با چشمان بی روح سیاه ، کت و شلوار گش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط