{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

#پارت10

#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم

---------------------------------------------------------

دیدگاه هانا

هانا یهو با شنیدن صدای سایرو از به خودش میاد و با یه حالت غمگین بهش نگاه می کنه بعد سری یه لبخند می زنه. بعد هم که در آسانسور باز شد میاد بیرون و می بینه که سایرو هم تو همون طبق پیاده میشه...

هانا: تو هم داری میری دفتر پدرم؟

با تعجب اما می فهمه پدرش می خواد چیکار کنه

سایرو: آره

با یه لبخند مهربون

هانا یه لبخند زورکی می زنه بعد با عجله و استرس می‌ره آخر راهرو که دفتر پدر هست همون موقعه که می خواست در رو باز کنه. سایرو میاد و در رو مثل یه جنتلمن باز می کنه در حالی که یه دستش پشت سرش هست و با دست دیگه دستگیر در و گرفته بود


هانا هم سرخ میشه و می‌ره داخل بعد با شنیدن صدای بسته شده در می فهمه که سایرو اومده

هانا: کاری داشتید قربان؟

هانا به یه لحن خشک و رسمی می پرسه


سایرو هم با یه نگاه سرد و جدی به پدر هانا نگاه می کنه

هاکارو « پدر هانا » سرش رو از روی اسناد بلند نمی کنه و بدون نگاه کردن بهشون حرف می زنه.

هاکارو: سایرو تو باید به هانا کمک کنی وسایل و خونه برای عروسیش بخره.

هاکارو با یه لحن سرد و جدی میگه بعد برای اینکه چهره‌ای سایرو رو تو اون لحظه ببین نگاهش رو بالا می‌بره.

سایرو دستاش رو محکم مشت می کنه بعد یه لبخند آروم می زنه اما کاملاً عصبانی هست و فقد به خاطر هانا ساکت مونده.

هانا چشماش از تعجب گشاد شد بود و با ترس و نگرانی به سایرو خیره شده بود.

هانا: س-سایرو...میخواس-

هنوز حرف هانا کاملا نشده بود که صدا سایرو رو شنید.

سایرو: هانا لازم نیست چیزی بگی. می دونم که اون مجبورت کرده‌.


نگاه سایرو همون لحظه به هاکارو می سفته و سرد تر از قبل میشه

سایرو: چشم آقای هاکارو...

و بعد بر می گرده که بره و برای آخرین بار می چرخه و به هاکارو نگاه می کنه با یه نگاه سرد و پر از خشم بعد به هانا که با نگرانی نگاهش می کنه،سرش رو می چرخونه میره.


هانا به رفتنش نگاه می کنه بعد با عصبانیت سمت پدرش بر می گرده

هانا: چرا این کارو کردی؟!« با داد »


هاکارو نگاهش رو دوباره به اسناد داد می ده و با یه لحن سرد و جدی میگه.

هاکارو: اون داشت تو برنامه هام دخالت می کردم من هم سر جاش نشوندمش

هانا با شنیدن این حرف عصبانی تر میشه و با عصبانیت از دفتر می‌ره بیرون.


اینم از پارت 10
دیدگاه ها (۱۰)

#پارت11#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم ---------------------------...

#پارت12#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم ---------------------------...

#پارته9#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم ---------------------------...

#پارت8#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم ----------------------------...

سلام مجددددددد#پارت6#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم---------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط