{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هست

آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هست
بر روی لبم طعم غلیظ شکرش هست

تعبیر دل انگیز دل و یک بغل آغوش
در قهوه ی قاجاری چشم قجرش هست

خندید و غزل ریخت از آن خنده زیباش
با خنده غزل گفتن و کشتن نظرش هست

تا بازی ما حکم و ورق آس نگاهی ست
محکوم دلم با کُت و آخر خبرش هست
من عاشق خونین دل و او ظالم و افسوس
درگیر فقط.. شاید و امّا اگرش هست
دیدگاه ها (۱)

یک بوسه زلبهای تو کافیست خدراتاشادکند این دل بشکسته ماراسردا...

گر با دگران بهْ زمنیوای به منور با همه کس همچو منیوای همه...

آمَدی و بی اِجازه مالِکِ قَلبَم شُدی..!! این تَصَرّف هایِ عَ...

غزلی نوشته مجنون،برسد به دست لیلینَفَسم بگو کجایی که ستاره ...

* حکم عشق *part : 1۱۴۰۵/۳/۲۰وارد کتابخونه شدم که صدای زنگوله...

آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هستبر روی لبم طعم غلیظ شکرش هستت...

آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هستبر روی لبم طعم غلیظ شکرش هستت...

....آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هستبر روی لبم طعم غلیظ شکرش ...

آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هستبر روی لبم طعم غلیظ شکرش هستت...

این بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هستبر روی لبم طعم غلیظ شکرش هست...

این بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هستبر روی لبم طعم غلیظ شکرش هست...

آن بوسـه ی آخر که گرفتم اثرش هستبر روی لبـم طعمِ غلیظِ شکرش ...

بخدا غنچه ی شادی بودم دست عشق آمد و از شاخم چید شعله ی آه شد...

به خداغنچه ی شادی بودمدست عشق آمد و از شاخـم چیدشعلــه آه شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط