آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هست
آن بوسه ی آخر که گرفتم اثرش هست
بر روی لبم طعم غلیظ شکرش هست
تعبیر دل انگیز دل و یک بغل آغوش
در قهوه ی قاجاری چشم قجرش هست
خندید و غزل ریخت از آن خنده زیباش
با خنده غزل گفتن و کشتن نظرش هست
تا بازی ما حکم و ورق آس نگاهی ست
محکوم دلم با کُت و آخر خبرش هست
من عاشق خونین دل و او ظالم و افسوس
درگیر فقط.. شاید و امّا اگرش هست
بر روی لبم طعم غلیظ شکرش هست
تعبیر دل انگیز دل و یک بغل آغوش
در قهوه ی قاجاری چشم قجرش هست
خندید و غزل ریخت از آن خنده زیباش
با خنده غزل گفتن و کشتن نظرش هست
تا بازی ما حکم و ورق آس نگاهی ست
محکوم دلم با کُت و آخر خبرش هست
من عاشق خونین دل و او ظالم و افسوس
درگیر فقط.. شاید و امّا اگرش هست
- ۷۲۲
- ۲۵ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط