{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و دل هر دو زآغوش کسی طرد شدیم

من و دل هر دو زآغوش کسی طرد شدیم
هردو از عشق در این مساله دلسرد شدیم
جغد شومی به سرشاخه ی احساس نشست
زیر باران بهاری من و دل زرد شدیم !!!
کوچه هر شب به خودش باز مرا می خواند
ما به عشق غزل از چشم تو شبگرد شدیم
زندگی ؛ حسرت یک عمر نداری ها بود ...
وه چه قدر زود هم آغوش غم و درد شدیم
ما به یاد تو و گیسوی رهایت در باد
دل سپردیم به هر کوچه وولگرد شدیم
بچه بودیم در این راه من و یک دل زار
زیر باران غمش گریه کنان مرد شدیم !!!
دیدگاه ها (۳)

💕من و دل هر دو زآغوش کسی طرد شدیمهردو از عشق در این مساله دل...

من و دل هر دو زآغوش کسی طرد شدیم هردو از عشق در این مساله دل...

بابک درویش پور

داستان عاشقانه” مسافر شهر باران “سکوتش زیبا بود و خلوتش دلنش...

معنای من ... دلم ، هوای بارانی است ، پاییز ، دل می برد باز ...

معنای من ... دلم ، هوای بارانی است ، پاییز ، دل می برد باز ...

اول قصه ی ما :یکی بود و یکی بود ، زیر گنبد کبود جای عاشقی نب...

دوگام مانده به هم، سيبي از هوا افتادچه اتفاق قشنگي ميان ما ا...

برای بوسه فقط انتقام شیرین است

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط