لحضه عاشقی. پارت51
#لحضه_عاشقی. پارت51
دروک :رفتم پیش سوسن نشستم
سوسن :سلام اقا دروک مامان نگرانته میگه چرا نمیای خونه
دروک:سوسن نمیدونی چیشد
سوسن :چیشد
دروک :اسیع حامله ست
سوسن :چی از کی حاملست؟
دروک :از من
سوسن :اوهااا
خب میخایید چیکار کنید
دروک:نمیدونم
سوسن :من میرم جامو با اسیه عوض میکنم
دروک :باشه
سوسن :سلام اسیه خوبی چخبرا ؟
اسیع :مرسی تو خبی؟
سوسن :خوبم
میشه جامونو عوض کنیم
اسیع :چرا ؟
سوسن :همونجوری
اسیع :باشه ای گفتم و رفتم کنار دروک نشستم
دروک:خوش اومدی
اسیع :بهش اهمیت ندادم
دروک:چرا بهم اهمیت نمیدی ؟
اسیع :چون ازت بدم میاد
دروک:اگه ازم بدت میاد؟
پس چرا دیشب خودتو قشنگ تو بغلم جا داده بودی
اسیع :چون دیشب میترسیدم فهمیدی
دروک:تا خواستم چیزی بگم استاد اومد
بعد از تموم شدن کلاس
دروک:اسیع ...
#ادامه_دارع
دروک :رفتم پیش سوسن نشستم
سوسن :سلام اقا دروک مامان نگرانته میگه چرا نمیای خونه
دروک:سوسن نمیدونی چیشد
سوسن :چیشد
دروک :اسیع حامله ست
سوسن :چی از کی حاملست؟
دروک :از من
سوسن :اوهااا
خب میخایید چیکار کنید
دروک:نمیدونم
سوسن :من میرم جامو با اسیه عوض میکنم
دروک :باشه
سوسن :سلام اسیه خوبی چخبرا ؟
اسیع :مرسی تو خبی؟
سوسن :خوبم
میشه جامونو عوض کنیم
اسیع :چرا ؟
سوسن :همونجوری
اسیع :باشه ای گفتم و رفتم کنار دروک نشستم
دروک:خوش اومدی
اسیع :بهش اهمیت ندادم
دروک:چرا بهم اهمیت نمیدی ؟
اسیع :چون ازت بدم میاد
دروک:اگه ازم بدت میاد؟
پس چرا دیشب خودتو قشنگ تو بغلم جا داده بودی
اسیع :چون دیشب میترسیدم فهمیدی
دروک:تا خواستم چیزی بگم استاد اومد
بعد از تموم شدن کلاس
دروک:اسیع ...
#ادامه_دارع
۳.۳k
۲۰ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۸)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.