{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+why me?

+why me?
-I shouldn't fall in love with you
p.98

(از زبون ا.ت)

من هنوز تو ماشین نشسته بودم و دستام رو فرمان محکم گرفته بودم. قلبم هنوز تند می‌زد. بارون به شیشه می‌کوبید و دیدن رو سخت کرده بود. می‌خواستم سریع برم خونه، ولی یه چیزی منو نگه داشت.

یه بار دیگه به سمت قبرستان نگاه کردم.

اونجا... همون‌جا، زیر همون درخت بلند، دوباره ایستاده بود.

فرد سیاه‌پوش. دقیقاً همون لباس، همون هودی کشیده، همون حالت ساکت و سنگین. این بار کمی نزدیک‌تر بود. حدود بیست متر فاصله.

من نفسِم رو حبس کردم. دستام سرد شد.

چشماش...

حتی تو تاریکی و بارون، چشماش رو واضح دیدم. تیله‌ای، سیاه، عمیق... دقیقاً مثل چشم‌های جونگ کوک. همون نگاه نافذ، همون برق خطرناک و در عین حال آشنا. انگار کوک خودش بود که از تاریکی بهم خیره شده بود.

(با صدای لرزان، تقریباً نجوا) 
+ نه... نه ممکن نیست...

من چشمامو محکم بستم و دوباره باز کردم. هنوز اونجا بود. سرشو کمی کج کرده بود و مستقیم به من نگاه می‌کرد. بارون از لبه هودیش می‌ریخت پایین، ولی چشماش هیچ‌وقت پلک نمی‌زد.

قلبم داشت از سینه‌م می‌پرید. دستام رو فرمان سفید شد.

(با صدای شکسته و ترسیده) 
+ کوک...؟ تو... تو نیستی... تو مردی... من دارم توهم می‌زنم... آره... حتماً توهم زدم...

من سریع چشمامو دوباره بستم، سرمو تکون دادم و زمزمه کردم:

+ این واقعی نیست... این واقعی نیست... تو مردی... من فقط خیلی خسته‌ام... خیلی دلم برات تنگ شده... دارم دیوونه می‌شم...

وقتی دوباره چشم باز کردم، دیگه نبود. فقط تاریکی و بارون و سایه درختا.

من برای چند ثانیه کاملاً بی‌حرکت موندم. بعد با دستای لرزان ماشین رو روشن کردم و با سرعت از قبرستان دور شدم. تمام راه تا خونه، تو آینه عقب نگاه می‌کردم. هیچی نبود.

ولی اون چشم‌ها... اون چشم‌های تیله‌ای سیاه... هنوز تو ذهنم بود. دقیقاً مثل چشم‌های جونگ کوک.

(زیر لب، با صدای وحشت‌زده) 
+ من دارم دیوونه می‌شم... حتماً دارم دیوونه می‌شم...

وقتی رسیدم خونه، در رو قفل کردم، همه چراغ‌ها رو روشن کردم و رفتم تو اتاق جونگ کوک. هودی بزرگش رو پوشیدم، خودمو تو تخت جمع کردم و بالشش رو بغل کردم.

ولی خوابم نمی‌برد. فقط به اون چشم‌ها فکر می‌کردم.

"تو مردی... حتماً توهم بود... حتماً..."

ولی یه جایی تو دلم، یه صدای خیلی کوچیک می‌گفت: یا شاید هم نه.........
ادامه دارد...........
دیدگاه ها (۶)

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.99(از زبون ا.ت)...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.97(از زبون ا.ت)...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.96(از زبون ا.ت)...

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.55        ⭐(از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط