قسمت28
قسمت28
By your side
سهون با یه موتور با کلاس برگشت
واااوو چه خوشگلههه،اسمش چیه؟
آپاچی
اوووو
شقایق به سهون گفت:
میشه بریم بگردیم؟
نه الان دیروقته
بکهیون کلید موتور رو از سهون برداشت و به شقایق گفت:
بیا بریم بگردیم
ااووکککیی
بکی به شقایق یه ماسک داد و ازش خواست که ماسک بزنه،شقایق و بکهیون ماسکشونو زدن و سوار موتور شدن و راه افتادن و ما برگشتیم تو خونه و مشغول حرف زدن شدیم و بعد چند دقیقه چانیول داشت میلرزید
واایی چانیول چی شده؟
س سردمهه
دستمو گذاشتم روی پیشونیش و فهمیدم که تب داره،اونو از سر جاش بلند کردم و بردم توی اتاقش
چانی استراحت کن تو مریضی
چانیول روی تخت خوابید و من دوتا پتوی گرم از توی کمد بیرون اوردم و دادم روی چانیول و از اتاق بیرون اومدم.
شقایق:
شقایق سوار شد و با سر انگشتاش شونه بکی رو گرفت،بکی دستشو گرفت و اورد دور کمرشو گفت:
+محکم بگیر
_اوکی(یکم خجالت میکشید)
رفتن کنار ساحل،اون موقع شب هیچکس کنار ساحل نبود.
کنار ساحل وایسادن و بکهیون گفت:
دوست داشتی با کی بیای؟
شقایق مکث کرد و خندید
چرا میخندی؟(با خنده)
خودت چرا میخندی؟
خب حالا دوست داشتی با کی بیای؟
با همینی که اومدم
واقعاا؟(با لبخند)
اوهوم،خب دیگه بریم بچه ها منتظرن
اوکی
داشتن بر میگشتن که توی خیابون شقایق داد میزنه
بکهیوننننااااااااا
و بکی هم خندید.....
به خونه رسیدن و اومدن پیش ما نشستن؛بکی گفت:
چانی کجاست؟
تو اتاقش خوابیده....
#exo
#fake
#اکسو
#فیک
By your side
سهون با یه موتور با کلاس برگشت
واااوو چه خوشگلههه،اسمش چیه؟
آپاچی
اوووو
شقایق به سهون گفت:
میشه بریم بگردیم؟
نه الان دیروقته
بکهیون کلید موتور رو از سهون برداشت و به شقایق گفت:
بیا بریم بگردیم
ااووکککیی
بکی به شقایق یه ماسک داد و ازش خواست که ماسک بزنه،شقایق و بکهیون ماسکشونو زدن و سوار موتور شدن و راه افتادن و ما برگشتیم تو خونه و مشغول حرف زدن شدیم و بعد چند دقیقه چانیول داشت میلرزید
واایی چانیول چی شده؟
س سردمهه
دستمو گذاشتم روی پیشونیش و فهمیدم که تب داره،اونو از سر جاش بلند کردم و بردم توی اتاقش
چانی استراحت کن تو مریضی
چانیول روی تخت خوابید و من دوتا پتوی گرم از توی کمد بیرون اوردم و دادم روی چانیول و از اتاق بیرون اومدم.
شقایق:
شقایق سوار شد و با سر انگشتاش شونه بکی رو گرفت،بکی دستشو گرفت و اورد دور کمرشو گفت:
+محکم بگیر
_اوکی(یکم خجالت میکشید)
رفتن کنار ساحل،اون موقع شب هیچکس کنار ساحل نبود.
کنار ساحل وایسادن و بکهیون گفت:
دوست داشتی با کی بیای؟
شقایق مکث کرد و خندید
چرا میخندی؟(با خنده)
خودت چرا میخندی؟
خب حالا دوست داشتی با کی بیای؟
با همینی که اومدم
واقعاا؟(با لبخند)
اوهوم،خب دیگه بریم بچه ها منتظرن
اوکی
داشتن بر میگشتن که توی خیابون شقایق داد میزنه
بکهیوننننااااااااا
و بکی هم خندید.....
به خونه رسیدن و اومدن پیش ما نشستن؛بکی گفت:
چانی کجاست؟
تو اتاقش خوابیده....
#exo
#fake
#اکسو
#فیک
- ۱۰.۸k
- ۰۸ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط