Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant
Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to be. But by fighting against fate, we can change such a destiny.
⟩⟩ Beyond Fate....
part..³⁷
آریون زیرلب:
خیلی هم نزدیک.»
لیانا آروم به پهلوی او زد.
هیس.»
روی بالاخره گفت:
اگه حرف جدی ندارید—»
آریون سریع گفت:
داریم. ولی… خب… گفتنش الان شاید مناسب نباشه.»
لیانا:
آره، نمیخوایم تمرکزتو به هم بزنیم.»
روی سرد گفت:
دارید.»
آریون با قیافهای جدی اما لحن شیطنتآلود گفت:
فقط اینکه… خوبه حواست باشه. بعضی تغییرات سریع اتفاق میافتن.»
لیانا:
خصوصاً وقتی دو نفر… اینقدر نزدیک کنار هم قرار بگیرن.»
روی مکث کرد.
نگاهش عمیق شد.
کار مهمتری ندارید؟»
آریون:
هست.»
لیانا:
خیلی هم هست.»
اما وقتی میخواستند از سالن خارج شوند، لیانا برگشت:
راستی روی…»
روی نگاهش کرد.
اون دختر… ممکنه از چیزی که فکر میکنی خطرناکتر باشه.»
آریون آرام اضافه کرد:
شاید برای تو.»
و هر دو با قدمهای آرام اما کاملاً راضی از حرص دادنِ استادانهشان، از سالن بیرون رفتند.
.
.
.
.
.
⟩⟩ Beyond Fate....
part..³⁷
آریون زیرلب:
خیلی هم نزدیک.»
لیانا آروم به پهلوی او زد.
هیس.»
روی بالاخره گفت:
اگه حرف جدی ندارید—»
آریون سریع گفت:
داریم. ولی… خب… گفتنش الان شاید مناسب نباشه.»
لیانا:
آره، نمیخوایم تمرکزتو به هم بزنیم.»
روی سرد گفت:
دارید.»
آریون با قیافهای جدی اما لحن شیطنتآلود گفت:
فقط اینکه… خوبه حواست باشه. بعضی تغییرات سریع اتفاق میافتن.»
لیانا:
خصوصاً وقتی دو نفر… اینقدر نزدیک کنار هم قرار بگیرن.»
روی مکث کرد.
نگاهش عمیق شد.
کار مهمتری ندارید؟»
آریون:
هست.»
لیانا:
خیلی هم هست.»
اما وقتی میخواستند از سالن خارج شوند، لیانا برگشت:
راستی روی…»
روی نگاهش کرد.
اون دختر… ممکنه از چیزی که فکر میکنی خطرناکتر باشه.»
آریون آرام اضافه کرد:
شاید برای تو.»
و هر دو با قدمهای آرام اما کاملاً راضی از حرص دادنِ استادانهشان، از سالن بیرون رفتند.
.
.
.
.
.
- ۲۰۷
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط