My lovely idol
✿My lovely idol✿
✯part:²²
جونگکوک نفسی بیرون دارد و نشست روبروی هیونا
جونگکوک: تو و اون مرده رابطه ای دارید
سعی کرد چیزی نشون نده
هیونا: نه نه اون فقط یه دوست خیلی خوبه همین بعدشم من کلی کار ریخته سرم وقت این کار ها رو ندارم
جونگکوک: ولی باهات خیلی صمیمی شده
هیونا نزدیک جونگکوک شد و به چشم هایش نگاه کرد
هیونا: صبحانه ات رو بخور دیرمون میشه
با دیدن چشم های هیونا قلب جونگکوک تند تند میزد نفسش بند اومده بود
بعد از صبحانه خیونا رفت سمت اتاقش
هیونا: جونگکوک برو لباس هات رو عوض کن تا اون موقع منم حاضر میشم
جونگکوک: باشه پس سریع باش
هیونا: چشمم
هیونا رفت توی اتاق و شروع به آماده شدن کرد لباس اتو شده اش رو پوشید و مو هایش رو خشک کرد شروع کرد و یه آرایش ملایمی کرد همه چیز عالی بود ولی انگار یه چیزی کم بود به در نگاه کرد هنوز جونگکوک نیومده بود پس هنوز فرصت داره نشست پس اینه و شروع به حالت دادن مو هایش کرد جونگکوک در زد و اومد داخل
جونگکوک: حاضری؟
وقتی هیونا رو نگاه کرد یه لحظه خشکش زد
هیونا: ببخشید طولش دادم
بلند شد دستی به مو هاش کشید
هیونا: ولی مو هام عالی شدن درسته
جونگکوک: نه
هیونا: چرا خیلی هم خوبه
هیونا کیفش رو برداشت و رفت پایین مینسو منتظر بود
هیونا: صبح بخیررر
مینسو: صبح بخیر به به چه مو های
هیونا با یه لبخند جوابش رو داد و با جونگکوک نشستن توی ماشین میرفتن دنبال اعضا
مینسو: خب کار های دیشب چطور پیش رفت
هیونا: زیاد بودن ولی از اونجایی که تازه کارم هرچی بیشتر کار کنم به نفع خودم
مینسو: درسته
سه روز گذشت کنسرت ها عالی بودن و یه تور بزرگ برای پسرا درنظر گرفته شد کمپانی داشت به اعضا سخت میگرفت .
بچه ها نشسته بودن و هیونا هم پیششون بود که پی دی نیم اومد
(پی دی نیم رو آنطوری نشون میدم ^)
^ خب پسرا برای تور جهانی آماده بشین
هیونا بلا فاصله بلند شد
هیونا: یعنی چی؟
^ تور رو برنامه ریزی کردم باید پسرا اجرا کنن
هیونا: هیچ بایدی وجود نداره به اندازه یک کافی بهشون فشار آوردی کافیه استراحت نیاز دارن
^ نه این تور لازمه و مهمه باید بردن
هیونا: نه نمیزنه استراحت حداقل باید چند روز استراحت براشون بزاری
وی دی نیم انگشتش رو شما هیونا برد و اعصبانی شده بود
┌(・。・)┘♪
بمونید تو خماری خوشگلاااا
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:²²
جونگکوک نفسی بیرون دارد و نشست روبروی هیونا
جونگکوک: تو و اون مرده رابطه ای دارید
سعی کرد چیزی نشون نده
هیونا: نه نه اون فقط یه دوست خیلی خوبه همین بعدشم من کلی کار ریخته سرم وقت این کار ها رو ندارم
جونگکوک: ولی باهات خیلی صمیمی شده
هیونا نزدیک جونگکوک شد و به چشم هایش نگاه کرد
هیونا: صبحانه ات رو بخور دیرمون میشه
با دیدن چشم های هیونا قلب جونگکوک تند تند میزد نفسش بند اومده بود
بعد از صبحانه خیونا رفت سمت اتاقش
هیونا: جونگکوک برو لباس هات رو عوض کن تا اون موقع منم حاضر میشم
جونگکوک: باشه پس سریع باش
هیونا: چشمم
هیونا رفت توی اتاق و شروع به آماده شدن کرد لباس اتو شده اش رو پوشید و مو هایش رو خشک کرد شروع کرد و یه آرایش ملایمی کرد همه چیز عالی بود ولی انگار یه چیزی کم بود به در نگاه کرد هنوز جونگکوک نیومده بود پس هنوز فرصت داره نشست پس اینه و شروع به حالت دادن مو هایش کرد جونگکوک در زد و اومد داخل
جونگکوک: حاضری؟
وقتی هیونا رو نگاه کرد یه لحظه خشکش زد
هیونا: ببخشید طولش دادم
بلند شد دستی به مو هاش کشید
هیونا: ولی مو هام عالی شدن درسته
جونگکوک: نه
هیونا: چرا خیلی هم خوبه
هیونا کیفش رو برداشت و رفت پایین مینسو منتظر بود
هیونا: صبح بخیررر
مینسو: صبح بخیر به به چه مو های
هیونا با یه لبخند جوابش رو داد و با جونگکوک نشستن توی ماشین میرفتن دنبال اعضا
مینسو: خب کار های دیشب چطور پیش رفت
هیونا: زیاد بودن ولی از اونجایی که تازه کارم هرچی بیشتر کار کنم به نفع خودم
مینسو: درسته
سه روز گذشت کنسرت ها عالی بودن و یه تور بزرگ برای پسرا درنظر گرفته شد کمپانی داشت به اعضا سخت میگرفت .
بچه ها نشسته بودن و هیونا هم پیششون بود که پی دی نیم اومد
(پی دی نیم رو آنطوری نشون میدم ^)
^ خب پسرا برای تور جهانی آماده بشین
هیونا بلا فاصله بلند شد
هیونا: یعنی چی؟
^ تور رو برنامه ریزی کردم باید پسرا اجرا کنن
هیونا: هیچ بایدی وجود نداره به اندازه یک کافی بهشون فشار آوردی کافیه استراحت نیاز دارن
^ نه این تور لازمه و مهمه باید بردن
هیونا: نه نمیزنه استراحت حداقل باید چند روز استراحت براشون بزاری
وی دی نیم انگشتش رو شما هیونا برد و اعصبانی شده بود
┌(・。・)┘♪
بمونید تو خماری خوشگلاااا
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۴.۹k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط