نام رمان :‌قشاع

نام رمان :‌قشاع
نویسنده . میا
سه ساعت پنجره باز بودو کل
اتاق یخ زده بود از سرمای باران.
کراپی کوتاح بی استین در تنم بود سردم بود ولی خسته نشده بودم و از تماشای باران .
به جز پنجره اتاق و زمین با اشک هایش
تنم را هم خیس کرد . کراپ قدیمی با طرح توت فرنگی هایی با رنگ نود صورتی بود که بند نازکش که روی شونه هایم بود و برای نیوفتادن لباس تنم جنس تور بود همچنان یغه بلند لباسم هم از جنس تور بود . دیگر کم اوردم یک ساعت بدنم وسوسه ی بیرون و خیابان های زیبای اصفحانم را کرده بود . هودیه ساده ام را تنم کردم و یک دامن گل گلی هم تنم کردم و رفتم !"


خلاص صفحه چهار
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۳

Forbidden love①③کوک: به من نگاه کن... یعنی این تو بودی؟گیج و...

part²⁴اتمام ویو اتجئون از تو پاتختی چاقویی در اورد و تیزی چا...

«فصل۲ The magic of lov » part ۸۰قطع شد.. به تاریخ گوشیم زل...

داستان عاشقانه” مسافر شهر باران “سکوتش زیبا بود و خلوتش دلنش...

یتیم های من

بخش دوم شروع کردم پاک کردن تمام آرایش روی صورتم و به جاش فق...

رمان

تک پارتی از هوپی《وقتی تو خونه تنهایی و شیطنت میکنی》نمیدونم س...

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط