{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خلاصه

خلاصه:
آنیا وقتی با دامیان ازدواج کرد 20 سالشون بود . بعد یه مدت یه اتفاقی میوفته که آنیا از دامیان جدا میشه و می‌ره نیویورک وقتی می‌ره نیویورک می‌فهمه از دامیاان حاملس وقتی میخواست بچه رو بندازه دوستش بکی نمیزارع و دامیان هم نمیدونسته آنیا حامله بود و حالا آنیا با بچش قراره برگرده پاریس و چی میشه که دامیان اونا رو ببینه؟
دیدگاه ها (۱۱)

عشقی که دوباره به وجود آمد پارت ¹بکی:آنیا باز رفتی تو فکر چت...

عشقی که دوباره به وجود آمد پارت ²آنیا:آملیا آماده ای دخترم آ...

قلبی از سنگ ادامه پارت ۱۹سریع از اتاق رفتم بیرون داشتم از پل...

قلبی از سنگ پارت ۱۹دامیان:برای چی دروغ گفتی اول خودشو زد به ...

خانواده جاسوس و یک کوچولو عشق... پارت ۷

خانواده جاسوس و یک کوچولو عشق... پارت ۸

خانواده جاسوس و یک کوچولو عشق... پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط