{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p¹⁰

_ هوی وحشی

+ من کوچولو نیستم وحشی ام نیستم

_ عه اینطوریاس؟؟

و این بود شروع جنگ با بالش...

+ ایییی اروممم تررررر بزنننننن

_ خودت شروع کردی

صدای خنده هاشون و جیغ رکیک ات..

کل خونه رو فرا گرفته بود

بعد بکش بکش طولانی بالاخره خسته شدن

و جوری نفس نفس میزدن انگار واقعا از جنگ بیرون اومدن..

_ دوست دارم خواهری

+ منم..

و چشماشون سنگین شد و به خواب عمیقی فرو رفتن

ساعت ۶:۱٠ صبح بود که ات از خواب بیدار شد..

رفت سرویس.. آیس کافی خورد.. و لباساشو پوشید..

میخواست از در بره بیرون که با صدای یونگی متوقف شد

_ کجا میری *خابالود*

+ میرم مدرسه

_ این موقع صبح؟؟

+ بده؟

_ زود نمیری؟!

+ عادت کردم زود برم

_ الان خیابونا خلوته.. یا لباساتو عوض کن بگیر بخواب دوباره بیدار شو یا بزار من ببرمت چون خطرناکه!

+ خب برسون منو

_ هعی باشه

چند هفته گذشت

ات از اون دختری که افسرده و ساکت بود شد یه دختر پر انرژی و خندون

و این همرو خوشحال میکرد

ات وحشتناک به یونگی وابسته شده بود

_ ات

+ جانم؟!

_ بیا اینجا..

بله؟

_ از ۱ تا ۱٠ چقدر دوستم داری؟

+ بینهایت

_ اگه قرار باشه دو هفته منو نبینی چقدر ناراحت میشی؟

+ بینهایت

+ اصلا چرا باید دو هفته نبینمت؟

_ قربونت بشم من.. خوشگل من.. سه روز دیگه به مدت دو هفته از سئول میرم خب؟

+ ی..یعنی چی؟! چرا *بغض*

_ بغض میکنی چرا عزیزم.. زود تموم میشه این دو هفته.. نگران نباش تو خونه تنها نیستی که.. من و نامجون و هوسوک میریم.. بعضی وقتا جونگکوک میاد پیشت.. آجوما هم هست

+ ا.ا.اوپااا من نمیخوام بری *گریه*

_ عههه گریه چرا؟! خواهر کوچولو گریه نکن *بغلش کرد*

+ آخه نمیخوام بری *گریه*

_ خوشگلم گریه نکن.. سه روز وقت داریم.. بریم بیرون؟! کجا بریم؟ هرجا بخوای میریم

+ من تنها چیزی که میخوام اینه تو نری

_ ای بابا.. میام دیگه.. تا ابد که نمیرم.. حالا بگو کجا بریم؟

+ میشه.. میشه بریم کتابخونه؟

_ چشم.. ولی چیکار کنی؟!

+میخوام چندتا کتاب بخرم..

_تازه پنج تا کتاب خریدی

+ خوندمشون

_ چه زود!!

+ اوهوم

_ بارون داره میاد.. یه لباس مناسب بپوش

+ چشممم

³⁰ لایک
دیدگاه ها (۸)

استایل ات

p¹¹سه روز گذشته بود و یونگی با چمدون جلوی در بود.. ولی ات از...

p⁹+ جوک خوبی بودپسر فورا ات رو از ته دل محکم بغل کرد.. _ ببخ...

p⁸جین محکم بغلم کرد و سرمو محکم بوسید🐹 آخخخخخ فداتشمم خندیدی...

~سناریو~#درخواستیوقتی اعصابشونو خورد میکنی و دعوات میکنن و ت...

part33 عشق پنهان《ویو ات》از خواب بیدار شدم دلم درد میکرد جونگ...

نام فیک:عشق مخفیPart: 23ویو ات*توی فکر بودم اصلا نمیفهمیدم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط