{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اجازه هست کــــه اسم ترا صدا بزنم

اجازه هست کــــه اسم ترا صدا بزنم
به عشق قبلی یک مرد پشت پا بزنم

اجازه هست که عاشق شوم، که روحم را
میان دستان مردانه تـــــو، تـــا بـــــزنم

دوباره بچه شوم بی بهانه گریه کنم
دوباره سنگ به جمــع پرنده ها بزنم

دوباره کنج اتاقم نشسته شعر شوم
و یا نه! یک تلفن به خـود شما بـــزنم

نشسته ای و لباس عروسیم خیس است
هنـوز منتظری تا کـــــه زنگ را بــــــــزنــــم

برای تو که در آغاز زندگی هستی
چگـونه حرف ز پایان ماجـرا بزنم؟!

دوباره آمده ای تا که عاشقت باشم
و اجازه ندارم عزیزم، که جـا بــــزنـــم!
دیدگاه ها (۲)

نشستم به کنجی به پای دلمو شعری نوشتم برای دلمتمامی پر از عطر...

درد من درد خودم نیست، دلم مال خودممن فراموش تواَم، وای بر اح...

دوباره شعر گفته ام،بخوان که سرد میشودبرس به داد قلب من، که ک...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانند...

نشان سوخته.

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

اون همونطور که با ولع لبت رو می خورد تو رو به دیوار چسبوند و...

### پارت ۸: پیمانِ شکستهبوی تندِ نم، آهنِ زنگ‌زده و دریا، او...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁵جونگ‌کوک دوباره سر جاش نشسته بود.انگ...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط