part

part⁵

جیبهوپ :خیل ممنون

تهیونگ:خواهش میکنم

تهیونگ: فقط برای مریض وسایل لازم رو بگیرید

شوگا:از کجا بگیرم ؟

تهیونگ:از پرستار بپرس فعلا

شوگا : خیلی ممنون

جین:ببخشید

تهیونگ:بله

جین :میتونیم ببینیمش

تهیونگ : صداتون میکنم

جین :خیل ممنون


ویو کوک
چشمام رو آروم باز کردم اینجا کجاس اون پسره که تو خوابم بود کیه واسه چی باید پیداش کنم اههههه چقدر سینم درد میکنه


ویو تهیونگ
بعد از اینکه حرف هام با اونها تموم شده بود
رفتم اتاق مریض جئون جونگکوک که دیدم داره اه ناله میکنه فکر کنم برای دردشه رفتم جلوتر ‌...


تهیونگ:سلام اقای جئون

کوک :(نگاهش میوفته به تهیونگ که چقدر شبیه پسری که تو خوابش میبینه تعجب کرده بود زبونش بند آمده بود)

تهیونگ : حالتون خوبه درد دارین

کوک: (چقدر خوشگله) چی؟

تهیونگ:پرسیدم حالتون خوبه درد ندارین!؟

کوک: خوبم ولی سینم درد میکنه

تهیونگ : بخاطر تیری که خورده بودین

کوک:تیر؟؟؟

تهیونگ : بله وقتی شما رو آوردن توی خون غرق بود که فهمیدیم تیر خوردیم سریع به اتاق عمل بردیم

کوک:آهان همراهم کجاس

تهیونگ:اون بیرونه الان صداش میکنم

کوک:ببخشید

تهیونگ:بله ؟

کوک :اسمتون چیه؟

تهیونگ: کیم تهیونگ

کوک:اسمت هم مثل خودت قشنگه (زیرلب)

تهیونگ :چیزی گفتین ؟؟

کوک: نه

تهیونگ:الان همراهتون رو میارم


......
دیدگاه ها (۲)

part⁶ویو کوک بچه ها آمده حرف زدیم موقع رفتنشون شد اونها رفتن...

part⁷ویو کوک داشتم از پنجره به ماه نگاه میکردم همزمان به اون...

part⁴مکالمه (شوگا و نامجون)نامجون:الو سلام شوگا:نامجون کجایی...

part³ویو شوگا با صدای راننده که گفت رسیدم سریع با کمک بادیگا...

پارت۳۸

عشق چیز خوبیه پارت ۱۱که یهو پدر لوسیفر اومد و تفنگ رو سمت من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط